my little mochipart
my little mochi:part19
جیمین ویو:
(یک هفته بعد)
یه هفته از اون روز میگذرد اما من اصلاً حالم خوب نیست و همش بالا میاوردم.
امروز یونگی رفته بود شرکت و منم تصمیم گرفتم زنگ بزنم به کوک و جین تا بیان اینجا.
بوق.....بوق.......بوق......
جین:الوو!
جیمین: سلام هیونگ. خوبی؟ ببین چون حوصله ندارم همین الان میگم زود بیا خونمون خدافظ.
سریع قطع کردم.این چند روز اصلاً حوصله ندارم.
بوق....بوق....
کوک: سلام جیمینی.
جیمین: سلام.کوک به تهیونگ بگو بیارتت اینجا میخوام باهات حرف بزنم. اوکی خیلی خب خدافظ.
دوباره قطع کردم.
بعد نیم ساعت صدای زنگ اومد وقتی رفتم در رو باز کردم کوک و جین اومدن تو.
کوک و جین:های جیمین.
جیمین:سلام(بی حوصله)
...^_^...
سلام.
ببخشید که یکم بد نوشتم چون این
چند وقته کلا روی کتاب هام هستم و جالب که هیچی نمیفهمم فقط میبینم.
شاید این فیک رو زود تموم کنم و تا بعد امتحان ها فقط براتون ادیت بزارم برای همین یکم زود تموم میشه.
جیمین ویو:
(یک هفته بعد)
یه هفته از اون روز میگذرد اما من اصلاً حالم خوب نیست و همش بالا میاوردم.
امروز یونگی رفته بود شرکت و منم تصمیم گرفتم زنگ بزنم به کوک و جین تا بیان اینجا.
بوق.....بوق.......بوق......
جین:الوو!
جیمین: سلام هیونگ. خوبی؟ ببین چون حوصله ندارم همین الان میگم زود بیا خونمون خدافظ.
سریع قطع کردم.این چند روز اصلاً حوصله ندارم.
بوق....بوق....
کوک: سلام جیمینی.
جیمین: سلام.کوک به تهیونگ بگو بیارتت اینجا میخوام باهات حرف بزنم. اوکی خیلی خب خدافظ.
دوباره قطع کردم.
بعد نیم ساعت صدای زنگ اومد وقتی رفتم در رو باز کردم کوک و جین اومدن تو.
کوک و جین:های جیمین.
جیمین:سلام(بی حوصله)
...^_^...
سلام.
ببخشید که یکم بد نوشتم چون این
چند وقته کلا روی کتاب هام هستم و جالب که هیچی نمیفهمم فقط میبینم.
شاید این فیک رو زود تموم کنم و تا بعد امتحان ها فقط براتون ادیت بزارم برای همین یکم زود تموم میشه.
- ۸۰۰
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط