‏یه دختره مزاحمم میشدوفقط فوت میکردبهش گفتم اگه قصدرفاقت

‏یه دختره مزاحمم میشدوفقط فوت میکردبهش گفتم اگه قصدرفاقت داری دوتا اگه نداری یدونه فوت کن گفتم اگه فرداظهر۱۲میای رستوران شاندیزدوتانمیای یدونه فوت کن دیدم دوبارفوت کردفرداش خوشتیپ کردم برم سرقرارخانومم گفت اگه ناهارمیای دوتااگه نمیای یدونه فوت کن
دیدگاه ها (۷)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

بدون قالب سیلیکونی یک گلدون خیلی جذاب ساختمبرای ساخت این گلد...

Which one part 19ج. تو نیلا رو دوست داری ؟ یه لحضه برگشتم و ...

part ۷

#تپش.قلب.من Part 2مثل هر شب راجب اینکه چرا....چرا من همچین ز...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط