آیا می دانید امام زمان عجل الله تعالی فرجه با مریضی مؤمنی

آیا می دانید امام زمان عجل الله تعالی فرجه با مریضی مؤمنین بیمار می شود ؟

مردی به نام رمیله تب دار بود؛ هنگام نماز رسید و به سختی غسل نمود و برای نماز جماعت به مسجد رفت، بعد از نماز جماعت تا از درب مسجد بیرون آمد، امیرالمومنین علی علیه السلام را دید که دست مبارک بر روی شانه های رمیله گذاشت و فرمودند: رمیله! دچار تب شدیدی بودی ولی باز هم برای نماز جماعت به مسجد آمدی! رمیله متحیر و متعجب شد و عرض کرد: بله سرورم ، اما شما چطور متوجه شدید!؟ امیرالمومنین امام علی علیه السلام لبخندی زد و فرمودند: ای رمیله، هیچ زن و مرد مومنی نیست که مریض شود ،مگر اینکه ما بخاطر مریضی او مریض میشویم و هرگاه محزون میشود ما بخاطر او محزون میشویم و هر زمان دعا کند ما به او آمین میگوییم و وقتی ساکت باشد مابرای او دعا میکنیم و در هرکجا در مشرق و مغرب ، مرد و زن مومنی باشد ما با او هستیم .
بصارئر الدرجات : 72 بحارالانوار ج 26 ص140

محمد بن الحسن الصفار عن الحسن بن علی بن النعمان عن ابیه قال حدثنی الشامی عن ابی داود السبیعی عن ابی سعید الخدری عن رمیلة قال: وعکت وعکا شدیدا فی زمان امیر المؤمنین (ع) فوجدت فی نفسی خفة فی یوم الجمعة وقلت لا اعرف شیئا افضل من ان افیض علی نفسی من الماء واصلی خلف امیر المؤمنین (ع) ففعلت ثم جئت الی المسجد فلما صعد امیر المؤمنین (ع) المنبر عاد علی ذلک الوعک فلما انصرف امیر المؤمنین (ع) ودخل القصر دخلت معه فقال یا رمیلة رأیتک وانت متشبک بعضک فی بعض فقلت نعم وقصصت علیه القصة التی کنت فیها والذی حملنی علی الرغبة فی الصلوة خلفه فقال: یا رمیلة لیس من مؤمن یمرض الا مرضنا لمرضه ولا یحزن الا حزنا لحزنه ولا یدعو الا أمنا لدعائه ولا یسکت الا دعونا له. فقلت له یا امیر المؤمنین (ع) جعلت فداک هذا لمن معک فی المصر (القصر - خ م) ارأیت ان کان فی اطراف البلاد (الارض - خ م) قال: یا رمیلة لیس یغیب عنا مؤمن فی شرق الارض ولا غربها (1). البرسی انه قال لرمیلة وکان قد مرض وابتلی وکان من خواص شیعته فقال له وعکت یا رمیلة ثم رأیت خفافا فاتیت الی الصلوة فقال نعم یا سیدی وما ادریک قال: یا رمیلة ما من مؤمن ولا مؤمنة یمرض الا مرضنا لمرضه ولا یحزن الا حزنا لحزنه ولا دعا الا أمنا لدعائه ولا سکت الا دعونا له ولا مؤمن ولا مؤمنة فی المشارق والمغارب الا ونحن معه (2). البصائر الطبعة الثانیة ص 251 (2) مدینة المعاجز ص 99
دیدگاه ها (۷)

مهدى جان'وسط جاذبه اینهمه رنگنوکرت تا به ابد رنگ شماستبی خیا...

ری قبله گشته با حرم سید الکریم/عزت گرفته با قدم سید الکریم/ب...

سلام مولای تنهای من میدانم که خود هم از درد انتظارکشیدن خ...

دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گريان مانددوباره گيسوي نجواي ما پري...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط