لایک نمی خوام فقط بخون ومریضا رودعاکن ... مرسی .

لایک نمی خوام فقط بخون ومریضا رودعاکن ... مرسی .
خادم حرم امام رضا (ع) :

دختــر بچـه شفا گرفتــه بـود ازش سوال کردم
چی دیــدی و چی شنیـدی ؟
دختــر بـا آرامشی خاص گفت: هیچی .
فقط بابامو خبـر کنیــد !
پـــدرش رو آوردنـــد ...

گفت :
بابا ، امـام رضـا بهم گفت : بـه بابات بــگو بـه خواهرم چیــزی نگه !

پــدره بـه خادم گفت : دخیل کـه بستم،،
بـه امـام رضــا گفتـم : می خوای دختــرمو شفا نـدی شفا نــده .
اما بــرگردم قـم بــه خواهرت گلایــه ميكنم . . .
دیدگاه ها (۲۷)

🖤 پارت ۳۸ | «صدای پشت در»لانا فوراً برگشت سمت در.— «کی اونجا...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

قسمت ۶

خادم حرم امام رضا (ع) :دختــر بچـه شفا گرفتــه بـود ازش سوال...

خادم حرم امام رضا (ع) : دختــر بچـه شفا گرفتــه بـود ازش سوا...

خادم امام رضا عدختر بچه ای شفا گرفته ازش سوال کردم?چه دیدی و...

دختــر بچـه شفا گرفتــه بـود ازش سوال کردم چه دیــدی و چه شن...

دختر بچه شفا گرفته بود ازش سوال کردن چه دیدی و چه شنیدی؟؟..]...

[دختر بچه شفا گرفته بود ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟ ؟....

دختر بچه ای معلول شفا گرفته بود ، آوردنشپرسیدم : چی دیدی میش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط