part three

part three:
♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧
ا.ت یهو احساس سنگینی رو بدنش احساس کرد و سرگیجه گرفته بود که دید مایکی ی آمپول به رون پاش زده و ا.ت دیگه نتونست بیشتر از این ها چشماش رو باز نگه داره و فقط تونست پوزخند شیطانی مایکی رو ببینه که یهو بیهوش شد و تنها تونست ی جمله از مایکی بشنوه
مایکی با لحن یاندره گفت : تو چیزی بیشتر از ی دخترم هستی فرشته!
و بعد ا.ت کلا بیهوش شد
* بعد از ۱ ساعت *
ویو ا.ت :
وای عجب کابوسی بود باورم نمیشه که همش واقعی بوده باشه وایسا ببینم ؟....چرا پاهام زنجیر داره؟!؟!وای نکنه من و زندانی کرده؟
* صدای باز شدن در *
ا.ت خودش و زیر پتو جا کرد و خیلی ترسیده بود که مایکی رو برای اولین بار با ی لبخند شیطانی دید که با لحن خمار و یاندره میگه: ا.تی من ....نمیخوای بیای بغل بابایی؟
ا.ت ترسید نمیدونست الان باید بگه آره یا نه با خودش فکر کرد که اگه بهش جواب نه رو بگه ی بلایی سرش میاد
* ا.ت از تخت بلند میشه *
مایکی با ی لبخند ریز : تصمیم خوبئ گرفتی فرشته
* دست هاشو باز میکنه *
ا.ت آروم میره سمت مایکی و اروم بغلش میکنه و مایکی هم متقابل بغلش میکنه ا.ت دید همه چیز عادیه که یهو صدای گوش خراش کسی رو شنید به پشت مایکی نگاه کرد همون رفیقش بود که باهاش جدیدا آشنا شده بود غرق خون بود و افتاده بود رو زمین و دهنش پاره شده بود و ناله کنان میگفت : ا....ا...ا.ت .....ک...کم...کمک!
و بعد دیگه کشته شد ا‌ ت با وحشت از بغل مایکی میاد بیرون و با گریه شدید میگه: چرا...چرا اینکار رو کردی؟!؟!؟
مایکی سه قدم نزدیک ا.ت میشه ا.ت میره عقب و با گریه میگه : جلو نیا! اون دوستم بود ...
مایکی : فرقی نداره که طرف دوستت باشه یا نه من در هر صورت تو رو مال خودم میکنم
ا.ت انقدر ترسیده بود که رنگش مثل گچ شده بود و خیلی سرد شد مایکی هم این رو فهمید و نزدیک ا.ت شد و محکم بغلش کرد و گفت : گومن ...ولی تو فقط مال منی هر کی بهت نزدیک بشه قراره کشته بشه...
که یهو ا.ت بیهوش شد رو تخت و فهمید دیکه نمیتونه حتی پاش رو از خونه بیرون بزاره مایکی دیگه اون رو زندانی کرده این عشق بیش از اندازه باعث شده که مایکی ی یاندره خیلی مرموز و ترسناک برای ا.ت بشه و ا.ت هر وقت که مایکی میگه بیا بغلم نمیتونه بگه نه باید حتما بگه چشم
ا.ت بعد از اینکه فهمید گوشت های داخل غذاش مایکی از چه افرادی بوده دیکه وحشت کل بدنش رو فرا گرفت ☠💀
♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤♤
سروران گرامی و بزرگوار ببخشید که خیلی بد شد اگه یاندره درخواست دارید بگید
دیدگاه ها (۱۱)

من چهار تا تایپ دارم xnxp

درخواست یکی گفته بود که هنتای بنویس منم اومدم ترکیب کردم امی...

part two:☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ا.ت :دویدم دویدم تا اینکه رسیدن ب...

بلخرهههههه سناریو دادممممم💥💫💥💫💥💫💥💫💥💫💥💫💥💫💥💫ا.ت ی دختر خیلی عا...

مایکی درخواستی ویو مایکی ( اونجایی که مو هاش سیاه )امروز دوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط