مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏
𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟕𝟎



همجا سکوت رو حکم کرده بود
حتی صدای نفس کشیدن هم نمیومد

یعنی الان جونگکوک تو آب غرق شده..؟!

نه بابا امکان نداره
اون سال ششمیه..
صد در صد شنا بلده!
سوال اصلی اینجاس..
پس چرا یه ساعته نمیاد بیرون ؟




ناگهان لرزش کوچیکی آب را لرزاند
از درون آب کسی بیرون اومد
و دستی به موهاش کشید
و...
اون جونگکوک بود



از آب بیرون اومد
لباسش کلا خیس شده
مایا کمی از ترسش کمی شده بود
هه..
بدبخت الان با خودش گفته دوست پسر جذابش به چوخ رفت


جونگکوک از آب کاملا بیرون اومد و نگاهی رگبار از تهدید به مایا کرد که مایا سرشو پایین انداخت

که برای اولین بار حس کردم بیگناهه
اییییییییییییییییی..
چی میگم با خودم؟!



جونگکوک نگاهشو از مایا گرفت و نگاهش افتاد رو من
چند ثانیه اونجوری نگاهم کرد..

بعد نگاهشو ازم گرفت و پشت کرد بهم..
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
پشتشووووووووووووووووووووو..
عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا




با قدمای آروم آروم از سالن خارج میشد
آخه این مرتیکه چرا پشتش انقدر جذابه ؟!
لباسش کلا چسبیده بود به بدنش..
که از پشت.....
پرستیدنی بود


هعی..
ورایی که از همه پسرا متنفر بود
الان داره با خودش جنگ بدن یه پسر رو میکنهههه...


بی اختیار به پشتش خیره بودم
نه تنها من بلکه همه دخترا داشتن از جذاب بودن بدنش خودشونو پا*ره میکردن..


که ناگهان کسی انگشتشو روی بینی کشید
نگاهمو بهش دادم و.....مایا!


با چشمای نحسش بهم زل زده بود:
ـ چته...چرا اینجوری داری به ددیم نگاه میکنی ؟!



بدون اینکه اجازه بده حرفی بزنم گفت:
ـ اگه واقعا میخوای دوست پسر داشته باشی خواهشاً برو یکی برا خودت بگیر..





و رفت..

ببخشید؟!
دوست پسر کجا بود؟
الان که فکر میکنم نه تنها معلم بلکه می‌خوام مایا رو هم تو آب غرق کنم..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بیشتر از یه ساعت تو سالن منتظر معلم بودیم
ولی چه فایده..
معلوم نیس معلم کجا رفته؟!

آخه امروز چه روز گَندی بود..
هنوز معلم نیومده بود که یه پسر با عجله اومد و در حالی که نفس نفس میزد گفت:
ـ امروز.... کلاس...کنسله..

ادامه دارد...



بچه ها درواقع اید‌ه‌م همین بود
اینکه جونگ‌کوک بیوفته تو آب
قبلاً اینجوری برنامه ریزی کرده بودم که ورا بیوفته تو آب و جونگ‌کوک بیاد نجاتش بده و فلان فلان...
ولی حس میکنم الان بهتر شد😃
حتما اسلاید دو رو ببینید
ولی تاکید میکنم کسایی که قلبشون ضعیفه نبینن که قلبشون ضعیف تر میشه...😔
دیدگاه ها (۱۶)

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟔𝟗همون لحظه دوباره صدای ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟔𝟖کارآموزه: فقط زیر آب ه...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟔𝟓ناگهان با صدای داد معل...

مهمونی پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط