بدو بدو هانیه بدو آب بخور بنی اسدی رفت کلاس

بدو بدو هانیه بدو آب بخور بنی اسدی رفت کلاس
الان باز عقده ای میشه رامون نمیده کلاس من :ولش کن این همیشه خدا عقده ای ....
چقدر هم کلاسی هامو دوست دارم ..ردیف اول یه گروه چهارنفره درس خون ، پایه ، متلک ، بسیجی ، مذهبی ...
من و هانیه و زهرا و فاطمه ...عاشقشونم ....
چقدر فضولی کردم ، چقدر متلک پروندم و کلاس رف رو هوا...
چقدر سوتی دادم ههه، من ماشاالله تو بحث های ازدواج خیلی پایه ام ، یعنی بدجور حالیمه.. میخواستم یه شوخی کنم جو کلاس عوض شه بجای اینکه ل
بگم شوهر من شهید میشه .گفتم دوس دارم شوهرم شهید باشه .... وای وای اینجا بود خودم پخش روزمین بچه ها غش بودن ....
خلاصه از این بچه پوروووو هام ، ازاینایی که همه کاره مدرسه ان ....تازه فک میکنن من مخبر مدرسه ام هههههههه
ولی دوستام میدونن هرگوشی لو میره کار مخبر نیست ...
امسال خیلی خوش گذشت ، ترکوندیم، همش امتحان لغو میکردیم. ...وای وای ...
این کفش قرمزه بانک ماس عاشقشم ، ولی منم حساب میکنم
کفش سبزه هروز باهاش دعوام هر زنگ کنارم نشسته ..
کتابامو میندازه کیفم و میندازه ، فحش میده منم با تو گوشی جوابشو میدم .....هههه
دیدگاه ها (۵۲)

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

شب تولدم فصل 3پارت 7ویو سر میز&،~،#: #: هی تو مشکلت با ات ...

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

معامله نهاییپارت ۶۷« هوانگ یه عوضیه . یه عوضی به تمام معنا ....

بیوگرافی من ...نام:هانیه نام خانوادگی :بعدی سن:مرداد 79قد:16...

پارت یک زندگی شیرین

(از مدرسه تا عشق♥️) (پارت13)برگه رو گذاشتمو رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط