شدم عریان تر از پاییز

شدم عریان تر از پاییز
بیا با خود بپوشانم
بیا آتش بزن دل را
از این تن ها گریزانم
رهایم کن مرا از خود
بر این ظلمت بتابانم
بیا شادم کن از این غم
که من خوابی پریشانم...............
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

ز رویایت روم روزی تو می مانی و دنیایت بگو آیا تو بعد از من ب...

خاک کویت گشتم و بی مهریتای گل، داد بر بادم من که از خون وجود...

دشمن جانی می دانم بغض پنهانی می دانم ولی با همه نامهربانی ها...

از بغض تو باریدم در اشک تو غلطیدم چشمت را که بستی تو من ...

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط