شاگرد لوس من

شاگرد لوس من
پارت ۱۲
جونگکوک میخواست علتشو بپرسه ولی خسته تر از این حرفا بود هرچی نباشه اون همه گریه کردن هم کار سختی بود و الان سردرد شدیدی سراغشو گرفته بود .
کوک: آیی .
ته: چیشد؟!
کوک: سرم درد میکنه .
ته: پس میخوای شام رو سفارش بدم بیارن خونه ؟!
کوک سردردش هر لحظه شدید تر میشد ولی اون امگای ضعیفی نبود لجباز تر از اینا بود که به یه سردرد مسخره ببازه و قرار رو لغو کنه .
کوک: نه ، حالم بهتر شد میتونیم بریم تا اون موقع بهتر هم میشم .
ته: هر جور راحتی امگا .
کوک: ممنونم .
جونگکوک و تهیونگ وارد عمارت شدن عمارت ساده ولی بزرگی بود ولی در عین سادگی زیبا بود .
کوک: خب من قراره کجا بمونم ؟!
ته: فعلا اتاق مهمان تا اتاق خودت حاضر بشه .
کوک: اتاق مهماننن؟!
ته: اره .
کوک: ولی اخه...
میخواست ادامه بده که تهیونگ حرفشو قطع کرد .
ته: یادت باشه من هنوز تو رات ام و تو هم هیت و کار خوبی نیست کنار هم بمونیم فهمیدی؟
کوک: ولی مگه ما جفت نیستیم ، باید به هم کمک کنیم تازشم من خیلی درد دارمم (تقریباً داد میزنه)
ته: ولی تو هنوز کوچولویی بچه پرو نشو .
کوک: بچه هفت جد و ابادته اقای اخمو (زیر لب زمزمه کرد)
کل راه سالن تا اتاق مهمان رو فقط و فقط غر میزد و لقب های مختلف روی تهیونگ میزاشت .
«چند تا از غر غر هاش»
فکر کرده کیه که دستور میده ،، هه به من میگه بچه بچه خودتی ،، اخموی بزرگ ،، اصلا تو عمرم چنین معلمی رو نمیخوام .
رسیدن جلوی در و کوک دستشو دراز کرد تا در رو باز کنه که تهیونگ دستش رو گرفت و بالای سرش گذاشت و جونگکوک رو کاملاً به دیوار پین کرد .
جونگکوک با چشمای کاملاً متعجب به تهیونگ خیره بود و یهو متوجه نگاه های خیره ی تهیونگ روی لبای سرخ خودش شد .
جونگکوک که لج کرده بود و میدونست که تهیونگ این کار رو نمیکنه پس لبای خودشو گاز گرفت و اونارو خیس کرد تا براق تر دیده بشن ، اوه اون امگای شیطون سعی داشت تهیونگ رو تحریک کنه اما .
تهیونگ بر خلاف چیزی که جونگکوک فکر میکرد و خودش میخواست گرفت و با قدرت تمام انگار که اخرین باره لب های پسر رو به لب کشید .
صدای بوسه خیسشون کل فضای اون سالن بزرگ رو پر کرده بود و این حالا جونگکوک بود که کم اورده بود و میخواست جدا بشه .
خوشبختانه یه دستش ازاد بود ولی مگه میشد یه دستی جلوی این الفا رو گرفت ؟ نه اصلا نمیشه هر چقدر هم تلاش کرد تهیونگ هر دو دستش رو هم گرفت و بالای سرش پین کرد .
پین کردن هر دو دستش بالای سرش باعث برخورد دردناک کمر باریک اش با دیوار سخت شد و صدای ناله مانندی از دهنش خارج شد .
تهیونگ فرصت رو غنیمت شمرد و زبونش رو وارد دهن پسر کوچیک تر کرد .
اه مزش فوق العاده بود مزه رایحه اش رو میداد .
جونگکوک کمی مقاومت کرد ولی در نهایت تسلیم جفتش شد و اون دو هم رو به مدت 10 مین بوسیدن .
تهیونگ جونگکوک رو ولی کرد و رفت و در حالی که داشت سمت اتاق خودش میرفت گفت .
ته: بهتره یه دوش بگیری و شلوارت رو عوض کنی .
کوک: دلیلش خود عوضی تویی .
ته: فقط با یه بوسه؟!
کوک: ....
جونگکوک وارد اتاق خودش شد همچیز اونجا بود بجز لباس .
جونگکوک اهمیتی نداد و رفت که یه حمومی بکنه و سبک تر بشه و همچنین زیبا تر .
ویو اتاق تهیونگ؛
حس بدی داشت که توی اتاق های جدا بودن ولی این بهترین کاری بود که میتونست انجام بده همچنین عاقل ترین کار ‌.
تهیونگ هم تصمیم گرفت بره حموم و یادش رفت که حالا یکی دیگه هم تو حمومه و عمارت فقط یک حموم داره .🤦🏻‍♀️
تهیونگ بعد حموم چیز زیادی نمیپوشید و حتی فقط یه حوله کوچیک داشت پس همونو برداشت و رفت سمت حموم .
در حموم رو که باز کرد با بدن برهنه و سفید و ضریف پسر که انگاری دود سعی داشت اون رو درون خودش ببلعه رو به رو شد .
جونگکوک هینی کشید و سعی کرد در حموم رو ببنده که با قامت کشیده تهیونگ داخل چهارچوب در مواجه شد که کم کم داشت وارد حموم میشد و دونه دونه دکمه های لباسش رو باز میکرد .




خب اینم از این ، بله بنده کرم فعال دارم شرط ها نرسیده بود ولی من شومارو میدوستم پس گذاشتم ، ایشالله که گزارش نکنن🎀😼
تشکر ویژه از این ناناز که خودشو پاره کرد تا کامنت ها برسه : tara44
شرط ها؛
Like:70
Comment:100
Republish:20
#شیپ.فیک.اسمات.تهکوک
دیدگاه ها (۱۱۶)

بچه ها داخل کامنت ها میزارم اصلا و به هیچ عنوان کامنت نزارین...

بچه ها نظرات خودتون در مورد این پارت رو اینجا بگین بی زحمت 🎀...

شاگرد لوس من پارت 11ویو نویسنده؛بین راه هیچ کدوم حرف نمیزدن ...

شاگرد لوس من پارت ۱۰ته: مروارید هاتو هدر نده عزیزک ام .کوک: ...

« قلدر عاشق»« پارت دهم »داخل همین روز ها تهیونگ فهمیده بود ...

در چنگ عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط