تو خیابون با تلفن حرف میـزدم

تو خیابون با تلفن حرف میـزدم
یه یارو فضولی از بغلم داشت رد میشد و به حرفام گوش میکرد !
منم با تلفن گفتم : من اونو زنده میخوام
صبر کن یکی حرفامونو شنید !
کاپشن قرمز رو بزن!
یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره
دیدگاه ها (۱)

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

P10کانال های تلویزیون رو بی‌هدف میگشت،درواقع جسمش داشت این ک...

مرد درحالی که داشت یاداشت می‌کرد ابروهاشو برد بالا و همین با...

I can be myself with himPart¹⁰⁴اما یه صدای انفجار،از داخل حی...

دازای: تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داش...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

و خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد میش...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط