در جهان عاشق شدن یادم نبود

در جهان عاشق شدن یادم نبود

دوستی با هیچ کس کارم نبود

بعد عمری با یکی یکتا شدم


فکر کردم صاحب دنیا شدم

تا تویی در خاطرم با دیگران بیگانه ام

با خیالت همنشین با دوریت دیوانه ام....... 
دیدگاه ها (۶)

امشــــــب در تـــــــــنـــهایی ام میــــــــشکنــــم ...

بی انصافگیرم آمدنت سخت استولی یکشب درخوابم بیاشاید دلت خواست...

آنکه می گویدهمه چیز مرا یاد تو می اندازدعاشق نیستفراموش کار ...

گاهی باید فراموش کنی...تمام احساستـــ به یک نفر را تمام عشق ...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

پارت. ۳۱

#کپشن

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

رمان عشق مافیا پارت 1 اون یکی پارت ھارو حضو کردم این اصلیہ ا...

«Last part» •sad rose•(-متن نامه-) (سلام اوپا،وقتی این نامه ...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط