سر جلسه امتحان یه دختره بغل دسته من نشسته بود قیافش از او

سر جلسه امتحان یه دختره بغل دسته من نشسته بود قیافش از اون درس خونا نشون می داد ، گفتم لااقل ۲۰ نگیرم ۱۷که رو شاخشه خلاصه کلی باهاش هماهنگ کردم که بهت علامت دادم چطور برسونو این حرفا !
هیچی دیگه تا برگها رو اوردن دیدم بلند شد برگهارو پخش کرد و گفت بچها سرتون تو برگه خودتون باشه .
دیدگاه ها (۶)

سلام صبح بخير...

آره قربونش.....

شب خوبي رو براتون آرزومندم.....باي تا ...... مزاحمت بعدي.....

چهارتا از مهم ترین دست آوردهای دانشگاه:- اس ام اس دادن بدون ...

part ⁷جونگکوک: م.....*پریدن وسط حرفشب.ج: تو اصن میدونی که گو...

بچه هایی که تا الان لایه کتابو باز نکردن و قصدم ندارن باز ک...

دلیل اینکه چرا از بعضی از فیکا بدم میاد؟

استاد تاریخ فا*کی (part 4)

خواهربرادری part7

غیر قابل پیشبینی(p1)

پارت اول 🐰= مامان من نمیخوام باهاش برم قرار +جونگ کوک یه بار...

gray with the blue eyes P5

♡My goddess♡part 1داستان از اونجایی شروع شد که یه دختر مظلوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط