آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد،

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد،
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی،

گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است،
عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی؟

«حضرت حافظ»
دیدگاه ها (۴)

چون دانستم که عشق پیوست منست،وان زلف هزار شاخ در دست منست،هر...

نه تولدی در کار است و نه مرگی. همگی موجی از دریا هستیم که از...

بنال ای یار چون سُرنا که سُرنا بهر ما نالد، از آن دم‌های پرآ...

دل ز ما بربود حسن دلربا،چابک و صیاد و برباینده باد،مرغ جانم ...

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط