گفتی بیا

گفتی بیا
کجا بیایم
با دلم که به لولای در گیر کرده است
با سرم که سنگین است، با برفی که می بارد
باران به تماشای خال گونه ام می آید.
سنگینم
انگار زنانی آبستن
در دلم زعفران پاک می کنند.

غلامرضا_بروسان *
دیدگاه ها (۱)

یکی از ترانه های بی نظیر تاریخ ، بلا چائو به ایتالیایی«Bella...

قشنگ ترین آرزویم در دستهایمگنجشک کوچکی می شودکه لاجرمپرش می ...

دور از نرسیدن هاخدا باید کافه ای بزندبه اندازه ی تمام تنهایی...

زندگی در ورایِ بودن !... نمی دانم ریشه ام در زمین بود ...

همیشه تو را از دور نگاه می‌کردم، از پشتِ دیوار.انگار به تماش...

دلنوشته ای برای تو ...برای من ..💔پیامت که آمد،همان دو کلمه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط