رمان دنیای من

رمان دنیای من

پارت ۶۴

ارسلان، بریم عزیزم

دیانا، سلام میشه اون لباسه کا تو تن مانکن هست رو بدید

فروشنده، سلام بله فقط سایز چند

ارسلان، کوچیک ترین سایز

دیانا، حالا شاید نخور اون موقع چی

ارسلان، میخوره

دیانا، از کجا معلوم

ارسلان، از اندام کوچیک و خوش فرمت

دیانا، ارسلان اینجا دیگه اذیت نکن باشه

ارسلان، باشه

فروشنده، بفرمایید

ارسلان، مرسی بدو بپوش ببینم خانم ،،آروم،،

دیانا، چشم اقا،،آروم،،
دیدگاه ها (۱)

رمان دنیای من پارت ۶۵دیانا، رفتم تو اتاق پرو پوشیدم فیت تنم ...

رمان دنیای من پارت ۶۶ارسلان،یه ۲ دقیقه وایسادم که دیانا اوم...

رمان دنیای من پارت ۶۳ارسلان، ایول دیانا، رفتم حاضر شدم رفتم ...

رمان دنیای من پارت ۶۲دیانا، من توان ندارم بچه بزرگ کنمارسلان...

🏠پسر همسایه🏠 🪐P2🪐ویو ا.ت رفتم خونه لیا. داشت غذا ...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝5(نکته دیانا داره صبحانه میخوره)حوصله ا...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝8از نوشته های:𝗠𝗔𝗛𝗦𝗔ا/ت.. ای تف تو روحتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط