آمدم با عجله بوسه ستانم از تو

آمدم با عجله بوسه ستانم از تو
چانه ی مقنعه ات رفت درون دهنم😅 😅
دیدگاه ها (۱)

از لب سرخابی اش گیلاس هم جا میزند؛تازه او کم رُژ به لب از تر...

یک روز می آید . . . .که رنج ِ زندگی تمام می شود . . . .و ماد...

من نشسته بر صندلی لهستانی در اتاق بازجویی اعتراف میکنمبه کشی...

ده سال دیگر نه... بیست سال دیگر، روی پل عابر پیاده جلویت را ...

فکر کن باران شبی نم نم بیاید، وای نهیارِ مو خرمایی ات از بم ...

حق

امتحاناااااااتتتتتتتمممممم مجاااااززززیییییی ششششدددد 💖از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط