ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
همه از کیک برداشتن و منم همینطور منو جین هم زمان خواستیم کیک و بخوریم من یک قاشق خوردم که نامجون گفت
ن.م: این هم فندق داره هم گردو...جین و جونگکوک نخوردید که ازش؟
من حس کردم کل بدنم میخاره به آت نگاه کردم
ویو آت
شت شتتتت نههه اون پسره چرا فضولی کرددد نههه جونگکوک صورتش قرمز شده بود و داشت جوش در میآورد خندمو کنترل کردم جیمین هم عین من بود
-اتتتتتت( عربدع)
جین:یاع یاع شبیه توت فرنگی شدی جئون بزار ازت یه عکس بگیرم
-جین تو رفیقمی یا دشمنم؟
جین:جفتش
جین ازش عکس گرفت
-به حسابت میرسم آت مطمئن باشششش
+به من چه.؟ایششش راستی مستر جین میشه عکس و چاپ کنی یکشم بدی من؟
-(عصبی،ترسناک)
جین:پری پرو...توش گردو ریخته بودی اگه نامجون نمی‌گفت صورت ولد واید هندسامم خراب میشد
+ فکر ارباب بود
جین:چی؟
+ارباب بهم گفت یه عالمه گردو بریزم ولی فندق نریزم منم چون خیلی خسته شده بودم لج کردم فندق هم ریختم

که یهو جونگکوک با عربدع و صدای ترسناک گفت
-تو برده ای میفهمی ها؟من هر دستوری بدم باید بگی چشم من تورو بردم پیش داداشت داخل جنگل در حالی که بیشتر پری هام چندین ساله پاشونو ازین خراب شده بیرون نزاشتن عوض تشکرته؟ازین به بعد منتظر جهنمت باش کاری میکنم به غلط کردن بیوفتی
دیدگاه ها (۵)

ویو آتبغضم گرفت م..من برده نیستم -هستی هستییی اتتتت (عربدع)ج...

(Raha)

ویو آتچه شبی بشه امشببببب +باشهرفتم و رامیون درست کردم و کیم...

جوابی نشنیدم همه پری ها زخمی و بی جون بودن از کنار قفس ها رد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط