پارت
#پارت296
راه افتادم سمت در اروم در رو باز کردم سرکی کشیدم کسی نبود با احتیاط از اتاق خارج شدم
اروم اروم خواستم از سالن خارج شم با صدای همون دختره سرجام متوقف شدم ....
غریبی : شما اینجا چیکار میکنید ؟!
رو نوک پا چرخیدم پر استرس دستی تو موهام کشیدم ....
(ناشناس)
سیگارمو تو جا سیگاری خالی کردم تیکه مو دادم به صندلی رو به اون پسره گفتم :
خب پسر خالت چیکار کرد ؟!
سرشو زیر انداخت : خب اقا تا اونجایی که خبر دارم داره با ارش راتباطشو صمیمی تر میکنه و اینکه
دارند بهم نزدیک میشند نگران نباشید همه چی تحت کنترله !!
سرمو تکون دادم : خیلی خوبه !!
مکثی کردم : بهم پی ام داد پرونده ها تا چند ساعت دیگه میاد و نابودی شرکت احتشام نزدیک میشه !!
با ترس گفت : ولی آرش تو این مدت کم خیلی بالا رفته اسم شرکتش یر زبوناست فکر کنم با یه باد بلرزه !!
پوزخندی زد : ولی من میلرزونمش!
لبخندی زد ...
لب زدم : ادامه باش ارش خان که نابودیت نزدیکه اون وقت همه چیت ماله من میشه ...
راه افتادم سمت در اروم در رو باز کردم سرکی کشیدم کسی نبود با احتیاط از اتاق خارج شدم
اروم اروم خواستم از سالن خارج شم با صدای همون دختره سرجام متوقف شدم ....
غریبی : شما اینجا چیکار میکنید ؟!
رو نوک پا چرخیدم پر استرس دستی تو موهام کشیدم ....
(ناشناس)
سیگارمو تو جا سیگاری خالی کردم تیکه مو دادم به صندلی رو به اون پسره گفتم :
خب پسر خالت چیکار کرد ؟!
سرشو زیر انداخت : خب اقا تا اونجایی که خبر دارم داره با ارش راتباطشو صمیمی تر میکنه و اینکه
دارند بهم نزدیک میشند نگران نباشید همه چی تحت کنترله !!
سرمو تکون دادم : خیلی خوبه !!
مکثی کردم : بهم پی ام داد پرونده ها تا چند ساعت دیگه میاد و نابودی شرکت احتشام نزدیک میشه !!
با ترس گفت : ولی آرش تو این مدت کم خیلی بالا رفته اسم شرکتش یر زبوناست فکر کنم با یه باد بلرزه !!
پوزخندی زد : ولی من میلرزونمش!
لبخندی زد ...
لب زدم : ادامه باش ارش خان که نابودیت نزدیکه اون وقت همه چیت ماله من میشه ...
- ۱۰.۲k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط