part8 exoکلاس

part8 exoکلاس
مدیر_حق داری...پسرا حقتونه .... تو دلم قربون صدقه مدیرمون رفتم .یعنی عاشقشم....تاعو_یعنی چی؟ این چ وضع مدیریته؟ ما هیچ تقصیری نداشتیم اونوقت حقمونه؟ ماریا_اره تو راست میگی . عمه ام بود دیروز اونهمه بلا سر من اورد؟ شین_از چی حرف میزنی؟ انقد زورم گرفته بود که میتونستم به 12 تاشون یه چک مفصل بزنم دی او_ماریا راست میگه ! ما معذرت میخوایم ...ولی در این حد کینه ای؟ ماریا _من کینه شتریم! دست خودم نیس سوهو_معلو مه! بک _بشین ببین من معذرت بخوام .... بچه پرو کار اشتباه کردی معذرت خواهی هم نمیکنی ...چان_بک راست میگه! بقیه اعضا به غیر از دی او و سوهو باهاشون موافق بودن. ماریا_باشه ! بد میبینین! بالاخره زنگ اخر شد و 12 تاشون مثل دیروز من لباسایی که توی قفسه شون رو داشتن پوشیده بودن . قشنگ معلوم بود تو دلشون هرچی فش بوده بهم دادن. به درک! 5 دقیقه مونده بود که زنگ بخوره رفتم سراغ چان و بک یا همون الدنگای بیخاصیت . اسم چان الدنگه به خاطر قد بلندش کریو که نپرسین موندم بهش چی بگم بک هم بی خاصیته ! داشتن نقشه میکشیدن برای فردا که چی سرمن بیارن یه سرفه کوچولو کردم که ینی منم اینجام چان_چرا اونجا وایسادی؟ ماریا_به تو چه؟ بک_فضول کی بودی تو؟ تا اینو گفت اومدم یه مشت بزنم فک خوشگلش داغون شه که ینی از پشت کشیدم .ماریا_ولم کن لعنتی! اصلا تو کی هستی؟ اینو گفتم و تا پشتمو نگاه کردم......



ادامه در پارت 9
دیدگاه ها (۱)

اینو گفتمو تا پشتمو کردم سوهو رو دیدم . اخه این چرا مثل فرشت...

part10 exoکلاس منم داشتم جیم میزدم که گفت تو وایسا ! ماریا...

part 7 exo کلاسهمه اعضا نگاهای پر از کینه شونو بهم دوختن . ح...

part6 exoکلاساز مدرسه خارج شدم یه راست رفتم خیاطی تا برام ف...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۵ات رفت بیرون از اتاق و سومین دوید سمت اتسومین: ات ات ا...

𝓹𝓪𝓻𝓽 29ات سوار ماشین شد و رفت ات ویوچقد این پسرا چندشن ایشش ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی میخایم بهش خیانت کنیم)اگه روزی تصمیم گرف...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

My lovely neighbor part : 55

پارت ۱۴......................................

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

رمان: قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط