دردناک است که عاشق به مرادش نرسد

دردناک است که عاشق به مرادش نرسد
در پی یار شود پیر و به یارش نرسد

روز و شب منتظر لحظه ی موعود شود
دلخراش است که آخر به مرادش نرسد

در میان همه گل ها ، گل دلخواه خودش
خود بکارد ولی آخر به گلابش نرسد

جان گداز است که شب تا به سحر گریه کند
چه الیم است که معشوق به دادش نرسد

گریه دار است چو بینی دل عاشق خون است
خون به چشمش برسد هرکه به یارش نرسد.
دیدگاه ها (۴)

لطف اگر داری بیا، من بی تو کم آورده اماشک تلخ و سوز دل، همرا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ، هرچه آه ، ان...

کلبه کوچک قلبم تاابدخانه ی توستاشک من هرشب درخلوت  خویش بهان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط