عاشق

۳ عاشق

پارت ۲۱

ویو ا/ت
صبحونه داشتم میخوردم که در زدن کوک رفت باز کرد
جیمین و تهیونگ بودن رفتن بودن خرید ذوق داشتم ببینم چیه
ا/ت : چی خریدین؟
جیمین : خوراکی
ا/ت: ببینم ( با ذوق)
تهیونگ که خنده اش گرفته بود از کارم خوراکی داد بهم
کوک : هی همین الان صبحونه خوردی نباید بخوری
ا/ت: به تو چه میخوام بخورم
کوک: بده به من ببینم اون
ا/ت: نمیدمممممم
کوک : ا/ت بگیرمتا
ا/ت: الفراررررررررر
بدو بدو رفتم تو اتاقم درم محکم بستم قفل کردم
همین که درو قفل کردم کوک با شدت زیادی به در خورد
ا/ت : هی کوک خوبی؟؟؟
صدایی نمیومد
ا/ت: کوک مرض اگه فک میکنی اینجوری برات درو باز میکنم کور خوندی
بازم هیچی نگفت نگران شدم
درو آروم باز کردم که دستشو از لای در انداخت تو
ا/ت: بیشعور عنننن نگرانت بودم
کوک : تا تو باشی فرار نکنی
ا/ت : ول کن دروووووووو
کوک: ول نمیکنممم
همینجوری داشتم درو میکشیدم که با سر رفتم تو زمین
ا/ت: کوک یعنی حلالت نمیکنم
کوک که اومد توی اتاق منو براید استایل بلندم کرد گرفت بغلش داشتم اون ور نگاه میکردم که احساس کردم گردنم خیسه سرمو برگردوندم دیدم کوک داره گردنمو لیس میزنه وای مور مورم شد
ا/ت: این چه کاریه آخه
کوک : ساکت باش
داشتم به کارش نگاه میکردم که گردنمو ول کرد و لباش گذاشت رو لبم همینطوری آروم مک میزد منم همراهیش میکردم زبونمو کردم تو دهنش و چرخوندم که ناله اش شروع شد لباش و ول کردم و گردنشو مک زدم سرمو آوردم بالا نگاش کردم
کوک : عاشقتم ا/ت
ا/ت : منم عاشقتم
کوک : من بیشتر
داشتم خجالت میکشیدم از کی اینجوری شدیم و خودم خبر ندارم من خیلی کوک دوست دارم از موقعه ای که بغلش کردم از موقعه ای که تو حموم بودیم واقعا نمیدونم من برای هر ۳ تاشون میمیرم
از تو بغل کوک اومدم پایین
ا/ت : کوک میگم الان که جیمین و تهیونگ اومدن بریم بیرون؟
کوک: آره جوجه میریم من میرم بهشون بگم حاضر شن
ا/ت : باشه
داشتم رفتن کوک نگاه میکردم که دیدم کیسه خوراکی داره میبره
ا/ت : کوکککککککککک
کوک : الفرارررررررر
گناه داشت با اینکه خوراکیمو میخواستم ولی خب رفتم نشستم رو میز آرایشمو گوشیمو ورداشتم و آهنگ گذاشتم داشتم فک میکردم یه آرایش ناز کیوت بکنم ولی سبک آرایشم اسموکی بوده همیشه پس تصمیم گرفتم بجای رژ قهوای تینت گلبهی بزنم آرایشم با یه ریمل زدن تموم شد رفتم سراغ لباس خب از نظرم الان که یکم ناز شدیم بهتره یه تیشرت صورتی طرح دار با شلوار بگ آبی بپوشم کفشمم کفش سفید آلستارم میپوشم موهامم فر میکنم با کیلیپس میبندم
لباسامو پوشیدم خودمو تو آینه نگاه کردم
( استایلشو براتون میزارم )
ا/ت:عرررررر چه خوشگل شدم خب حالا عطرمون میزنیم
ا/ت: خدارو ببینم چه آفریده معلومه باید ۳ تا دوست پسر داشته باشم( اعتماد به سقف برم 😒)
خب همچین کامل بود رفتم پایین دیدم هنوز تو ۳ تا حاضر نشدن رفتم تو حیاط داشتم راه میرفتم که یه سگ دیدم خیلی کوچولو بود
ا/ت: تو از کجا اومدی فسقلی
خیلی بچه بود کوچولو موچولو دلم براش رفت
همینطوری داشتم باهاش بازی میکردم که کوک و جیمین و تهیونگ اومدن
خیلی خوشگل شدنننننننننننننن
اومدن پیش من
ا/ت: چه خوشگل کردین ندوزدنتون
کوک : فعلا باید حواسمون به تو باشه جوجه تو رو رو هوا میزنن
ا/ت: ای خدا ممنون عزیزم راستی این سگه...
داشتم با کوک حرف میزدم که دیدم سگه نیست
کوک : کدوم سگ؟
ا/ت : اینجا یه سگ بود الان نمیدونم کجا رفت
کوک: مطمعنی؟
ا/ت: آره
جیمین : نکنه...
ا/ت: نکنه چی؟
تهیونگ : هیچی عزیزم چیزی نشدن بیاین بریم پارک
شک کردم آخه یهو چشون شد خودشون زدن به خریت
ا/ت: باشه
رفتیم سوار ماشین شدیم که جیمین اومد بغل من نشست داشتم بیرون نگاه میکردم که دوباره سگ و دیدم داشت میومد دنبال
میخواستم ببینم جیمین میتونه سگ ببینه یا چاخان میکنه
ا/ت : جیمین بیرون نگاه چه هوا خوبن
داشت نگاه میکرد که چشمش به زمین خورد دید سگ رو
جیمین : اره هوا خوبه
ا/ت: چرا زمین و نگاه کردی؟
جیمین : هیچی همینطوری قشنگم
ا/ت : اهان
یه جای کارشون میلنگه برای چی نمیگن این سگه چیه چرا دنبالمون میاد
داشتم فک میکردم که .............


خماری لایک و کامنت فراموش نشه
استایل ا/ت براتون میزارم با استایل پسرارو
سگم براتون میزارم 😘
دیدگاه ها (۴)

اسلاید اول لباس ا/ت اسلاید دوم آرایش ا/ت اسلاید سوم موهای ا/...

🥲

۳ عاشق پارت ۲۰ ویو کوک از خواب بیدارم شدم و جوجه امو دیدم وا...

خب بچه ها بنظرتون زودتر فیک ۳ عاشق و تموم کنم و یه فیک دیگه ...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط