.

.
به سال‌ها بعد فکر می‌کنم!
به زیبایی سپیدی موهایمان.
میدانستی؟
پیر شدن کنار تو چقدر می‌چسبد!؟
اینکه دستانم بلرزند،
پاهایم توان راه رفتن نداشته باشند،
و کنارت بنشینم و بی‌اختیار
سنگینیِ سرم را روی شانه‌هایت رها کنم!
خوابم ببرد.
و رویای آن روزی را ببینم
که برای اولین بار گفته‌ام،
دوستت دارم.
و تو خندیدی...
. #مهران_رمضانیان
دیدگاه ها (۲)

خواب رویایی part: ۶ ...

ص۴۸پریسا دستم را گرفت و از جمعیت بیرون رفتیم دوباره خودش  شد...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط