پارت
عاشق پسری بد شده ام
پارت چهارم
لیها و جونگ کوک با هم قدم زدن و غذا خوردن ساعت نزدیکای شیش بود که لیها می خواست جایی بره و جونگ کوک هم می خواست به باغ بره. انها از هم جدا شدند و به جاهایی که می خواستن رفتند.
جونگ کوک وسایل را برای سوپرایز اماده کرد، ساعت هفت لیها امد ولی هیچ تزئینی نبود ناراحت له اتاقش رفت ولی بعد چند ساعت جونگ کوک...
جونگ کوک =) لیها لباسا و ستتو بپوش.
لیها=) نمی خواد.
جونگ کوک نزدیک گوشش اومد گفت...
جونگ کوک =) بپوش بزار ببینم چجوری میشه؟
لیها بالاخره قبول کرد و لباسو پوشید جونگ کوک دوباره لیهارا انالیز کرد، رفت بیرون و صداش کرد.
وقتی لیها اومد اشکش سرازیر شد یه جشنی با شکوه گرفته بودند. بچه ها جونگ کوک را صدا کردند. لیها داشت میومد ولی چون شربت ریخته بود لیز خورد و داشت میفتاد که جونگ کوک اورا گرفت، چرخوند و به خودش چسبوند...
جونگ کوک =) خوبی خوشگله..
لیها=) خوبن، ممنون بابت تولد.
جونگ کوک=) وظیفست.
بهد چند دقیقه جونگ کوک از لیها خواستگاری کرد و لیها قبول کرد. چانگهو اومد پیش لیها و....
چانگهو =) مطمئنی می خوای با اینکه معلوم نیست با چند دختر چرخیده تازه تتو و پیرسینگ داره ازدواج کنی.
لیها انگشته اشارشو سمتش برد و گفت...
لیها=) اره می خوام با پسری که معلوم نیست با چند دختر چرخیده و تتو و پیرسینگ داره ازدواج کنم.
پارت چهارم
لیها و جونگ کوک با هم قدم زدن و غذا خوردن ساعت نزدیکای شیش بود که لیها می خواست جایی بره و جونگ کوک هم می خواست به باغ بره. انها از هم جدا شدند و به جاهایی که می خواستن رفتند.
جونگ کوک وسایل را برای سوپرایز اماده کرد، ساعت هفت لیها امد ولی هیچ تزئینی نبود ناراحت له اتاقش رفت ولی بعد چند ساعت جونگ کوک...
جونگ کوک =) لیها لباسا و ستتو بپوش.
لیها=) نمی خواد.
جونگ کوک نزدیک گوشش اومد گفت...
جونگ کوک =) بپوش بزار ببینم چجوری میشه؟
لیها بالاخره قبول کرد و لباسو پوشید جونگ کوک دوباره لیهارا انالیز کرد، رفت بیرون و صداش کرد.
وقتی لیها اومد اشکش سرازیر شد یه جشنی با شکوه گرفته بودند. بچه ها جونگ کوک را صدا کردند. لیها داشت میومد ولی چون شربت ریخته بود لیز خورد و داشت میفتاد که جونگ کوک اورا گرفت، چرخوند و به خودش چسبوند...
جونگ کوک =) خوبی خوشگله..
لیها=) خوبن، ممنون بابت تولد.
جونگ کوک=) وظیفست.
بهد چند دقیقه جونگ کوک از لیها خواستگاری کرد و لیها قبول کرد. چانگهو اومد پیش لیها و....
چانگهو =) مطمئنی می خوای با اینکه معلوم نیست با چند دختر چرخیده تازه تتو و پیرسینگ داره ازدواج کنی.
لیها انگشته اشارشو سمتش برد و گفت...
لیها=) اره می خوام با پسری که معلوم نیست با چند دختر چرخیده و تتو و پیرسینگ داره ازدواج کنم.
- ۱۸۳
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط