شعـــــــــــر مهــــــــــــدوے

شعـــــــــــر مهــــــــــــدوے

#شعر_مهدوی

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام
گل کرد خار خار شب بی قراری ام

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام

گر من به شوق دیدنت از خویش می روم
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام

بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

تا ساحل نگاه تو چون موج بی قرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام

با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا , بیا
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام

اللهم عجل الولیک الفرج
دیدگاه ها (۲)

️ #حدیث_اهل_بیت_در_مورد_امام_زمانرسول اکرم (ص)فرمود:وقتی مرا...

محرم رسید، این من و گریه‎هایمرفع عطش می‎کند، فرات اشک‎هایمبا...

چند لطیفه نوروزی! خداوندا. میوه ها وآجیل هایم را به تو می سپ...

#شباهت_های_امام_زمان_به_انبیاء_دیگر ☀ ...

عشق پر مشغله : پارت چهل و سوم

پارت ۲۱Iz:"اینجا خیلی غیر آشناسا، مطمعنی درست اومدیم؟"ایزونا...

*نام فیک:«دیـداریــی عجیب»(پارت:۱۰)ـــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط