چون پرستویی که در پرواز نیست

چون پرستویی که در پرواز نیست
 بالِ احساسِ  من امشب باز نیست 

پر شده از بغض تنهایـی دلم
شور و شـوق و خنـده و آواز نیست 

رنگ هست اما مرا همرنگ نیست 
راز هست اما مرا همراز نیست 

غـیـر از آن نـا آشـنـای آشـنـا
هیچ کس با ساز من دمساز نیست

بـی بـهـار او ، پـرسـتـوی دلـم 
هیچ وقـت آمـاده ی پـرواز نیست 

دل بـه  پـایـانِ تمـاشـا بستـه ام  
گر چه پایان بـهتـر از آغـاز نیست..
دیدگاه ها (۳)

تیر مژگانت دلم را خسته کرد آتش چشمت مرا...

‌ قدم اهسته بردار ,زیر پایت یک دل استیک دل پر خون زما,افت...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

کاش میشد بی خبر یک حلقه بر در می زدیبر خیالات محالم رن...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

ظهور

ازدواج_موفق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط