شاید تنها یک آغوش

شاید تنها یک آغوش
می‌توانست ما را نجات دهد
اما ما نشستیم و بحث کردیم.
اینکه آن‌روز حق با کدام‌مان بود واقعاً چه اهمیتی داشت؟
دیدگاه ها (۰)

«و او مجبور است چنین زندگی کند، بر لبه‌ی ویرانی، قوی، تنها، ...

حق می‌دهی به من اگر احساس غم کنم؟وقتی خودم برای خودم چای دم ...

وفا نکردنت آموخت عشق بی حدم…

هر آنچه از آن پرهیز نتوانی کرد، تو را خواهد کشت، به مرور، تک...

🐨 واقعاً حیف شد که مچ پام آسیب دیده... اینکه فقط دو روز پیش ...

سلام اول باید عذرخواهی کنم که زودتر نگفتم و این چند روز رو ن...

اقا تو این چند روز که مسدود شده بودم رفتیم با رفیقم هام تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط