پارت

‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷
پارت : ۱۸

ویو ا.ت
☆ اخه بهت گفت عروسک
+ اون با همه اینجوریه ( لبخند تلخ )
- فکر نمیکنم
نگاهی به پشت سرم انداختم کوک بالا سرم وایساده بود و عصبی نگام میکرد
☆ تنهاتون میزارم ( لبخند )
به محض اینکه کارولین پاشو از کافه تریا گذاشت بیرون کوک منو بلند کرد و دنبال خودش کشوند
+ هی ولم کنننن
کوک عصبی نگام کرد ولی هنوز منو دنبال خودش میکشوند رسیدیم پشت ساختمون چسبوندم به دیوار و دستامو قفل کرد
- من به کی گفتم عروسک ؟ ( عصبی )
- امم به لانا گفتی دیگه یه روزی بود یه دختری تو کافه بود میخواستی سرجاش بشینی بهش گفتی عروسک
- ولی...
+ دلیل نیار قبول کن که من برای تو مثل بقیه ام ( عصبی )
- نه نیستی وقتی مثل بقیه میشی که ازت خسته بشم ( اخرشو با داد گفت )
تیر خلاصو زد الان مطمعنم براش مثل اسباب بازیم من برای خودم متاسفم که عاشق همچین ادمی شدم

ویو کوک
وقتی اون حرفو بهش زدم یه جوری شد انگار ناامید شد یه دفعه محکم کنارم زد و داشت میرفت
- کجا میری ( عصبی )
+ جایی میرم که به بازی گرفته نشم ( بغض )
بعد سریع رفت فک کنم ناراحت شد ( نه برادر ناراحتی چیه )

ویو ا.ت
رفتم دفتر در زدمو رفتم تو
+ سلام خانم مدیر
( علامت خانم مدیر ~ )
~ سلام عزیزم مشکلی پیش اومده ( لبخند )
+ اگه میشه اجازه بدید یه هفته دانشگاه نیام حالم خوب نیست ( غمگین )
اجازه رو گرفتم و سریع رفتم خونه لباسامو عوض کردم سر مبل نشستم وقتشه یکم خلوت کنم خب این حقیقت داره که من برای هیچ کس الویت نبودم نه برای بورام نه برای کوک و نه برای...پدر و مادرم

ویو ادمین ( هاها میخوام خودم زر بزنم 😂 )

ا.ت به این چیزا فکر میکرد

پرش به نه سال پیش...

ا.ت یه بچه ی ناخواسته بود مامانش یه رقصنده تو کلاب بود و پدرش یکی از پولدارای کره پدر ا.ت مست بود و به مادر ا.ت تجا.وز کرد و حاصل این راب.طه ا.ت شد
مادر ا.ت هیچ وقت به ا.ت محبت نکرد چون اونو مایه ی ابرو ریزی میدید و ا.ت از بچگی یاد گرفت بود که فقط خودش میتونه به خودش کمک کنه
وقتی ا.ت رفت پیش پدرش همچی براش فراهم بود ولی محبت نبود پدر ا.ت حتی روز تولد ا.ت براش مهم نبود فقط هرچی ا.ت میخواست میخرید چون حوصله ی ا.تو نداشت
ا.ت وقتی ۱۴ ساله بود مادرشو از دست داد و کمی بعدش پدرش بخاطر بیماری قلبی مرد و چون دوست دخترای پدرش از لحاظ قانونی هیچ نسبتی با پدر ا.ت نداشتند همه ی میراث به ا.ت رسید
از همون بچگی همه چشم به اموالش داشتن حتی اکسش هم بهش خیانت کرد
ا.ت هیچ وقت بهترین نبود هیچ کس ا.تو به خاطر خودش دوست نداشت

پرش به زمان حال...

ویو ا.ت
هیچ وقت کسی دوسم نداشته...
محبتو وقتی حس میکردم گه بورام پیشم بود ولی حتی اونم دیگه به من نیاز نداره
+ از خودم بدم میاد ( گریه.داد )
ظرفارو شکستم همه چیزو بهم ریختم تا قلبم اروم بشه
+ من باید بهتر میبودم ( داد.گریه شدید )
نشتم روی زمین تو خودم جمع شدم
[ + به اندازه ی کافی خوب نیستم ]

ادامه دارد...

نزدیکه که عر بزنمممم 🙄😂

خب دوباره شرط داریم 😁🎀
۱۵ لایک
۵ کامنت

هرکی هی کامنت بزاره که سریع تر شرطا پر بشه باید بگم هر نفر فقط یه کامنتش حساب میشه باید همتون کامنت بزارید 🎀
فعلا خوشگلا 🍒🐚
دیدگاه ها (۵)

‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۱۷پرش به دو ماه بعد...ویو ا.تدوماه از اون ...

‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۱۶ویو ا.تمیخواستم از سرویس برم بیرون که یه...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط