باز باران، بی طراوت، کو ترانه!؟

باز باران، بی طراوت، کو ترانه!؟
سوگواریست، رنگ غصه، خیسی غم
می خورد بر بام خانه، طعم ماتم
یاد می آرم که غصه، قصه را می کرد کابوس
بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش..
دیدگاه ها (۱)

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط