نتونستم با این گریه

نتونستم با این گریه
نبودن هاتو بشمارم
توکه نیستی به دست کی
همه دنیاموبسپارم

درست از لحظه ی رفتن
دلم میخواست که برگردی
دلم پیش تو بود هرجا
که تنهایی سفرکردی

واسه حبس ابدخوردن
تو زندون تو آمادم
اسیرم کن تو میتونی
اسیرت باشم آزادم

عذاب بی تو گریه رو
دارم هر لحظه میبینم
به دنیای بدون تو
به این زندگی بد بینم

دلم میخواست توهم باشی
تواین دلتنگی هم دوشم
به این احساس روبه مرگ
دارم باعشق نفس میدم
دیدگاه ها (۲)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

دکوی شرور

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

سناریو بی تی اس

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط