هر وقت بار تنهایی ات سنگین شد. هر وقت کمر کلماتت شکست، هر

هر وقت بار تنهایی ات سنگین شد. هر وقت کمر کلماتت شکست، هر وقت واژه هایت لال شدند، بیاید بنشیند مقابل چشم هایت و تو زل بزنی به خودت که جاری شده ای میان چشم هایش. باید کسی باشد که هر وقت بار دلتنگی ات سنگین شد، هر وقت طاقت سکوتت تمام شد، هر وقت کم آوردی بیاید بنشیند کنارت. و تو سرت را بگذاری روی شانه اش و به او تکیه دهی. باید کسی باشد، هر وقت بار خستگی هایت سنگین شد، هر وقت سهمت از بغض بیشتر از توانت شد، بیاید پناهت شود و تو یکجا تمام تنهایی ات را، دلتنگی ات را، سکوتت را، خستگی هایت را و تمام بغضت را. باید کسی باشد...
《 رادیوهفت 》
دیدگاه ها (۱)

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

dark life = 25

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

صدای شلیک

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط