*‌‌میخواستم باب سلیقه ی او باشم .‌..

*‌‌میخواستم باب سلیقه ی او باشم .‌..
جوری شدم که او دوست داشت ،
تمامم را طبقِ میل او تغییر دادم ...
و او رفت ...
به همین سادگی که می نویسم و می خوانید !
من ماندم و
آدمی عجیب ؛
که سلیقه ی هیچ بنی بشری نیست !
شما را جان عزیزتان ؛
برای هیچ کس ،خودتان را تغییر ندهید !
سلیقه ای هم اگر باشد ، لااقل باب سلیقه ی خودتان عوض شوید ،
که اگر دنیا هم شما را نخواست ،
یک نفر برایتان بمانَد ،
کسی آن طرف آینه ، که شما را ببیند و جانش در برود !
باب سلیقه ی هیچ کس نباشید ...
آدم ها ماندن بلد نیستند ...
زود می روند !!!
دیدگاه ها (۰)

چون عاقبت کار جهان نیستی استانگار که نیستی چو هستی خوش باش خ...

واژه‌ی "محکم" رو خیلی دوست دارمآدم محکمی بودنمحکم در آغوش گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط