minsung/EINS

minsung/EINS
عزیزم ترینم من همیشه دوستت داشتم و خواهم داشت. تو قرار نیس از این با خبر باشی. همیشه می خواهم در دیروز ها زندگی کنم...
دیروزی که تو لبخند زدی...
دیروزی که مرا یواشکی بوسیدی...
دیروزی که در آغوشم آرام گرفتی...
دیروزی که پاهاتو روی پاهام گذاشتی و خواستی حواسمو پرت کنی...
دیروزی که مرا از خواب بیدار کردی...
دیروزی که گفتی عاشقتم...
دیروزی که باهم عشق بازی کردیم...
دیروزی که دستمو تو چرخ فلک گرفتی چون می دونستی از ارتفاع می ترسم...
من از ارتفاع نمی ترسیدم. کابوسم آن آسمان بی کرانی بود که بهش پر کشیدی...
همیشه در کابوسی حبس می شدم. از دستم فرار می کردی ولی حالا زندگی ام را بهت بدهکارم...
ولی حالا دیروز ها دیگر کم کم از خاطرم حذف می شود. کیهان چشمانت تاریک تر می شود. ستاره هایت به مرگ نزدیک می شود. حالا حس می کنم دارم به تو نزدیک می شوم. معشوقم اجازه بده نور های تمام جهان را خاموش کنم چون می دانم آغوشت مرا گرم خواهد کرد.....
-minho
دیدگاه ها (۱)

chanmin/DREI هر شب صدای ویالون از پشت بام به گوشش می رسید. ا...

minsung/VIERدر بین پچ پچ و هیاهوی بقیه با دسته گل های رز رنگ...

hyunlix +اوه خدای من..... چرا چتر با خودت نیاوردی نمیدونی قر...

2min مثل همیشه چن شاخه گل زرد تو جیبم گذاشتم... مثل همیشه سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط