spyfamily

spy×family
فصل•2• پارت •۱•

که یکهو لارا(همون دختره) شروع می‌کنه دست زدن و خندیدن

لارا: اسکل کردین مارو؟ همه خبرر دارن جز عروس و دوماد؟

آنیا با یه نگاه وحشتناک ولی خیلی گوگولی: پسر دوم خودت درستش کن

دامیان تو ذهنش: وای بلاخره آروم شد اصلا نمی‌دونستم آنیا .... اینقدر... خودم باورم نمیشه بابا میدونه؟ بابام خودش اینکارو کرده؟ ولی دیمیتریوس هنوز مجرده باید از اون شروع میکرد ولی من .... نمیدونم)


آنیا ذهن دامیان رو میخونه:
خود آنیا تو ذهنش: نمی‌دونستم پسر دوم خبر ندارع... دلم برای سوخت خیلی خیلی خیلی باهاش بد حرف زدم.. چکار کنم دیگه اگه نخواد باهام دوست باشه بد میشه من اصلا به مأموریت فکر نکردم یکدفعه به خودم فکر کردم.... برم بغلش کنم ؟ نه بابا آنیا این چه حرفیه امممممم واییییییی

لارا: برین گمشین بابا (و می‌ره)

دامیان که اصلاا نمفهمید چون داره فکر می‌کنه قرمز شده و داره رو سرش دست می‌کشه همش


آنیا: پ...پسر.. پسر دوم؟

دامیان ؟ ها...


آنیا: خب...خب... خب ببخشید (گریش گرفت)


دامیان: چچ...چییی؟ گریه نکننن تورخدا


آنیا: من قصدیی نداشتم فقط جا خوردم میدونم درکم می‌کنی(با گریه میگه)

دامیان اندر ذهن: نه نه نه نه نه گریه نکن لطفا نه نه نههههه


دامیان میدوئه می‌ره تو حیاط (همه نگاه ها رو اونه)

بلاخره زنگ میخوره😂😂

تو کلاس همه فهمیدن آنیا گریه کرده چون قرمز بود و هنوز حالت گریه داشت


آقای هندرسون: خانم فورجر مشکلی پیش اومده؟

آنیا : نه آقای....


یکهو در کلاس رو میزنن

آندرسون: بفرمایید


معاون بود

معاون: خانم آنیا فورجر و دامیان دزموند بیان دفتر به همراه شما آقای هندرسون


همه: یعنی برای چیه؟
برای نامزدیه؟
آنیا داشت گریه میکرد؟ چی شده بود؟
ویمیخیحسخص

تو دفتر

معاون و اینا: این چه شایعاتیههههههه

آنیا: ما خودمون هم خبر نداشتیم مطمئنیم الکیه چون ما بچه ایم

آقای هندرسون: جناب فلان فلان(الکی) خودتون هم میتونید خانم فورجر و آقای دزموند سریع تر از همه وارد دانش آموز امپراطوری شدن ... این حسادت ها موجب این کار میشه ولی فکر میکنید واقعیه؟ دانش آموز های 16 با 17 ساله میتونن نامزد کنن؟


آقای فلانی فلان: حق با شماست جناب هندروسون ولی سعی کنید دیگه از این حاشیه های مزخرف و لعنتی نسازید (با داد)

همه میرن سر کلاس

((اینم از اینننن ))
دیدگاه ها (۷)

دوستان برای اینکه از گمراهیی در بیایدلوید خودش رو به عنوان د...

spy×family فصل •2• پارت•2•همه میرن سر کلاس تا زنگ آخر انیا و...

دوستان ببخشید پارت اخر واقعا زیادی دراماتیک بود شاید زیاده ...

spy×familyپارت °۸°(پارت اخر)چند روز میگذره حدودا دو هفته همچ...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۹دامیان : نه من تا زمانی که این صورتی ب...

spy ×fsmilyفصل •۳•پارت•۶•زنگ میخورهآنیا هنوز قیافش ترسناکهآن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط