گفتم : "بالاخره که فراموشش میکنی، اینجوری نمی مونه"

گفتم : "بالاخره که فراموشش میکنی، اینجوری نمی مونه"

نفس عمیقی کشید و گفت:
"یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره؛ با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه"

گفتم : ولی همین که نیستش، کم کم همه چی تموم میشه.
گفت : بودنِ بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه.
دیدگاه ها (۳)

برای بودن, گاهی لازم است که نباشی! شاید نبودنت, بودنت را ب...

قسمت هجده شهرزاد را که دیدمخیره بودم به تصویرِفرهادی که معشو...

نه این که حرفی نباشد ، هست... خیلی هم هست...بیشتر از آنی که...

گاه گداری که دلم تنگ می شود.....روی تکه کاغذی می نویسم شانه ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط