«ܢܚࡅ߭ߊܝࡅ࡙ࡐ ܢ̣ߊܥ ܢܚ݅ܭࡍ߭ »
«ܢܚࡅ߭ߊܝࡅ࡙ࡐ ܢ̣ߊܥ ܢܚ݅ܭࡍ߭ »
«درخواستی»
موضوع: وقتی یکی از اعضای بوفورین حسودی میکنه چون با یه نفر دیگه صمیمی شدی... 👀💗
🌪️ هارکا ساکورا
اول سعی میکنه خودش رو بیتفاوت نشون بده.
ولی وقتی میبینه مدت زیادی داری با یه نفر دیگه حرف میزنی، اخماش میره توی هم.
««...چرا اینقدر باهاش صمیمیه؟»»
وقتی یکی بهش میگه حسودی میکنی:
««من؟! اصلاً!»»
ولی چند ثانیه بعد دوباره یواشکی نگاهتون میکنه. 💀
---
🧹 هایاتو سوگیشیتا
خیلی واضح عصبی میشه.
««هی! شما دوتا چرا اینقدر نزدیک وایسادین؟»»
بعد خودش هم متوجه میشه زیادی تابلو رفتار کرده.
««...منظور خاصی نداشتم.»»
ولی قیافهاش همهچیز رو لو میده. 😭
---
🌸 هاجیمه اومهمییا
اول فقط با لبخند نگاهتون میکنه.
ولی وقتی میبینه چند بار پشت سر هم با اون شخص حرف میزنی:
««اوه... امروز خیلی با هم خوش میگذرونید.»»
لحنش آرومه، ولی یه ذره حسادت توش هست. 👀
---
🐺 کوتوها تاچیبانا
سریع متوجه رفتار طرف میشه.
««اوه؟ چرا انقدر ساکت شدی؟»»
وقتی میفهمه حسودی کرده، شروع میکنه اذیتش کردن.
««نکنه ناراحتی که با یکی دیگه حرف میزنه؟»»
و طرف:
««نه!»»
کوتوها:
««آره، معلومه. 😂»»
---
⚡ تاکاشی تسوباکینو
اصلاً حسادتش رو قایم نمیکنه.
میاد کنارتون و با لبخند میگه:
««خب خب، چه صمیمی شدین.»»
بعد رو به طرف:
««منم میتونم توی این گفتوگو باشم؟»»
😂💅🏻
---
🖤 کیوتارو سوگیشیتا
خیلی ساکت میشه.
هیچ چیزی نمیگه، ولی از دور مدام نگاهتون میکنه.
وقتی بالاخره یکی ازش میپرسه:
««حسودی میکنی؟»»
فقط:
««...نه.»»
دو ثانیه بعد:
««شاید.»»
😭
---
🌙 میتسکی
با خونسردی نگاه میکنه.
««به نظر میاد خیلی با هم صمیمی شدین.»»
بعد بدون اینکه چیزی بگه، کنارت میایسته.
کاملاً مشخصه که میخواد توجهت رو دوباره جلب کنه. 👀
---
💗 کاجی رِن
اول هیچ واکنشی نشون نمیده.
ولی وقتی میبینه طرف مقابل دستش رو روی شونهات میذاره، نگاهش عوض میشه.
««...این دیگه لازم بود؟»»
طرف:
««چی؟»»
کاجی:
««هیچی.»»
ولی معلومه که خیلی هم هیچی نیست. 💀
---
«درخواستی»
موضوع: وقتی یکی از اعضای بوفورین حسودی میکنه چون با یه نفر دیگه صمیمی شدی... 👀💗
🌪️ هارکا ساکورا
اول سعی میکنه خودش رو بیتفاوت نشون بده.
ولی وقتی میبینه مدت زیادی داری با یه نفر دیگه حرف میزنی، اخماش میره توی هم.
««...چرا اینقدر باهاش صمیمیه؟»»
وقتی یکی بهش میگه حسودی میکنی:
««من؟! اصلاً!»»
ولی چند ثانیه بعد دوباره یواشکی نگاهتون میکنه. 💀
---
🧹 هایاتو سوگیشیتا
خیلی واضح عصبی میشه.
««هی! شما دوتا چرا اینقدر نزدیک وایسادین؟»»
بعد خودش هم متوجه میشه زیادی تابلو رفتار کرده.
««...منظور خاصی نداشتم.»»
ولی قیافهاش همهچیز رو لو میده. 😭
---
🌸 هاجیمه اومهمییا
اول فقط با لبخند نگاهتون میکنه.
ولی وقتی میبینه چند بار پشت سر هم با اون شخص حرف میزنی:
««اوه... امروز خیلی با هم خوش میگذرونید.»»
لحنش آرومه، ولی یه ذره حسادت توش هست. 👀
---
🐺 کوتوها تاچیبانا
سریع متوجه رفتار طرف میشه.
««اوه؟ چرا انقدر ساکت شدی؟»»
وقتی میفهمه حسودی کرده، شروع میکنه اذیتش کردن.
««نکنه ناراحتی که با یکی دیگه حرف میزنه؟»»
و طرف:
««نه!»»
کوتوها:
««آره، معلومه. 😂»»
---
⚡ تاکاشی تسوباکینو
اصلاً حسادتش رو قایم نمیکنه.
میاد کنارتون و با لبخند میگه:
««خب خب، چه صمیمی شدین.»»
بعد رو به طرف:
««منم میتونم توی این گفتوگو باشم؟»»
😂💅🏻
---
🖤 کیوتارو سوگیشیتا
خیلی ساکت میشه.
هیچ چیزی نمیگه، ولی از دور مدام نگاهتون میکنه.
وقتی بالاخره یکی ازش میپرسه:
««حسودی میکنی؟»»
فقط:
««...نه.»»
دو ثانیه بعد:
««شاید.»»
😭
---
🌙 میتسکی
با خونسردی نگاه میکنه.
««به نظر میاد خیلی با هم صمیمی شدین.»»
بعد بدون اینکه چیزی بگه، کنارت میایسته.
کاملاً مشخصه که میخواد توجهت رو دوباره جلب کنه. 👀
---
💗 کاجی رِن
اول هیچ واکنشی نشون نمیده.
ولی وقتی میبینه طرف مقابل دستش رو روی شونهات میذاره، نگاهش عوض میشه.
««...این دیگه لازم بود؟»»
طرف:
««چی؟»»
کاجی:
««هیچی.»»
ولی معلومه که خیلی هم هیچی نیست. 💀
---
- ۵۵۲
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط