یک دم مرا به گوشه ای راحت

یک دم مرا به گوشه ای راحت
رها مکن !
با من تلاش کن
که بدانم نمرده ام .................
دیدگاه ها (۱)

شهر با هیچ‌کسی کار نداشت!غیرِ یک منظره‌ی تار نداشت!برزخی بود...

خیره‌ام به قاصدکاین گیاه غریبکه پس از مرگ به راه می‌افتد.......

بودنت دوراما یادت جان من است ..............

درداکه نماند از آن همه جز یادی ...............

غمت رها نمیکند مرا حتی برای لحظه ای ، حتی با گریه هاي بسیار...

مرا دوباره به آن روزهای کودکی ام ببر..سپس رها کن و برگرد، من...

قصه ای تلخ تر از غصه ی من آیا هستنیمه ی راه رها کرد مرا همسف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط