ای پیاز جان
ای پیاز جان
جان فدای بوی تو/
ای فدای شِکل ُ
رنگ ُ روی تو /
از چه از اهل جره گشتی تودور /
تو همیشه نزد ما بودی صبور /
چی شده یکباره یاغی گشته ای/
چون چغالو ُ گرجه باغی گشته ای /
ای فدای برگهای سبز تو /
در غذا راحت میکردیم هضم تو /
چی شده یکباره گردیدی گرون /
سال قبل بودی کیلویی یقرون /
با چی تو یکبارگی رفتی بالا /
رفتی وُ بنشستی در جفت طلا /
ای پیاز ای اهل دهدستهٔ جره /
بی تو خالی گشته سفره از صفا /
ما وتو همشهری هستیم بی وفا /
ناز کم کن باز برگرد پیش ما /
بیوفا ای خانهٔ ظلمت خراب /
بی تو بی مزه شده سیخ کباب /
میکنم بهرت دعا وقت نماز /
تا به اغوش ما برگردی پیاز /
من شنیدم با عرب خو کرده ای /
خوش نشین ها را تو پُر رو کردهای /
با کی از دهدسته تو کردی سفر /
که در اوردی یهو سر از قطر /
تو به دینار عرب دل خوش نکن /
حرف این سوسمار خورها گوش نکن /
چند روزه درک کردیم حال تو /
باز گرد میاییم استقبال تو /
الو بی تو مزه اش رفته زِدست /
دوست بوده با تو از روز الست/
کم نما تو یک کمی از خشم خود /
باز گرد دودت کنم در چشم خود /
چند روزی گشته بازارت گران /
پُشت قلم هستی مگر یا گوشت ران /
چند روزی این چنین گردیده ای /
با بزرگون همنشین گردیده ای /
مدتی با میوه قاطی گشته ای /
اولین بار صادراتی گشته ای /
ای به چاقو ریشهات گردد جدا /
زود قیمت بشکنُ پایین بیا /
از چه رو تو بارو بندیل بسته ای /
بی حیا تو حاصل دهدسته ای /
یکزمان قاش تو ریزه میزدیم /
با چه کَیفی رو بریزه میزدیم/
تو پیازی جون ما شاهی نکن /
خود قطار قیمت ماهی نکن /
ای که با شیخ عرب دل بسته ای /
کارت ملی داری از دهدسته ای /
راست گفت شاعر که یک روزی گدا/
معتبر شد بیخبر شد از خدا /
شعر من گر که بوده دل نواز /
شعری طنز بوداز گرانی پیاز /
هدف سرگرمی وخنده بر لب خواننده بود
ولا غیر
.
جان فدای بوی تو/
ای فدای شِکل ُ
رنگ ُ روی تو /
از چه از اهل جره گشتی تودور /
تو همیشه نزد ما بودی صبور /
چی شده یکباره یاغی گشته ای/
چون چغالو ُ گرجه باغی گشته ای /
ای فدای برگهای سبز تو /
در غذا راحت میکردیم هضم تو /
چی شده یکباره گردیدی گرون /
سال قبل بودی کیلویی یقرون /
با چی تو یکبارگی رفتی بالا /
رفتی وُ بنشستی در جفت طلا /
ای پیاز ای اهل دهدستهٔ جره /
بی تو خالی گشته سفره از صفا /
ما وتو همشهری هستیم بی وفا /
ناز کم کن باز برگرد پیش ما /
بیوفا ای خانهٔ ظلمت خراب /
بی تو بی مزه شده سیخ کباب /
میکنم بهرت دعا وقت نماز /
تا به اغوش ما برگردی پیاز /
من شنیدم با عرب خو کرده ای /
خوش نشین ها را تو پُر رو کردهای /
با کی از دهدسته تو کردی سفر /
که در اوردی یهو سر از قطر /
تو به دینار عرب دل خوش نکن /
حرف این سوسمار خورها گوش نکن /
چند روزه درک کردیم حال تو /
باز گرد میاییم استقبال تو /
الو بی تو مزه اش رفته زِدست /
دوست بوده با تو از روز الست/
کم نما تو یک کمی از خشم خود /
باز گرد دودت کنم در چشم خود /
چند روزی گشته بازارت گران /
پُشت قلم هستی مگر یا گوشت ران /
چند روزی این چنین گردیده ای /
با بزرگون همنشین گردیده ای /
مدتی با میوه قاطی گشته ای /
اولین بار صادراتی گشته ای /
ای به چاقو ریشهات گردد جدا /
زود قیمت بشکنُ پایین بیا /
از چه رو تو بارو بندیل بسته ای /
بی حیا تو حاصل دهدسته ای /
یکزمان قاش تو ریزه میزدیم /
با چه کَیفی رو بریزه میزدیم/
تو پیازی جون ما شاهی نکن /
خود قطار قیمت ماهی نکن /
ای که با شیخ عرب دل بسته ای /
کارت ملی داری از دهدسته ای /
راست گفت شاعر که یک روزی گدا/
معتبر شد بیخبر شد از خدا /
شعر من گر که بوده دل نواز /
شعری طنز بوداز گرانی پیاز /
هدف سرگرمی وخنده بر لب خواننده بود
ولا غیر
.
- ۱.۷k
- ۰۸ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط