𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART²¹

(نایون+)(جونگکوک–)(مادر نایون≈)(دکتر$)
جونگکوک با دیدن پیام ها کمی جا خورد...
+نمی‌دونم چرا اما حس میکنم حدسم درسته و جیهونه!تو هیچکس دیگه رو میشناسی که دنبال انتقام از تو و پدرت باشه؟
جونگکوک کمی فکر کرد... واقعا هیچکس جز جیهون توی ذهنش نمیومد
–نه...اما چرا لارا باهاش همدست شده؟چون اگر لارا لو بره قطعا پدرش هم از دخترش شرم زده میشه و شرکت پدرش هم سقوط می‌کنه...
+شاید پدر لارا هم باهاشون همدسته...من حس میکنم جیهون از طریق پدر لارا به پدرت گفته من رو بفرسته فرانسه وگرنه امکان نداشت بین اون همه شعبه که شرکت داره و کارهاشون در سطح مبتدیه پدرت من رو بفرسته به فرانسه یکی از مهم ترین شعبه ها!شاید یه نفر می‌خواسته من از عمد برم اونجا که توی فشار کاری غرق بشم و از اینجا و مسائلش دور بشم!و حدس بعدیم اینه توی اون موردی که پدرت فهمید پدر جیهون به نحوی داره از شرکت دزدی می‌کنه شاید تنها کسی که دزدی میکرده پدر جیهون نبوده و و با پدر لارا هم همدست بوده اما فقط یکیشون لو رفته و اون یکی فقط داره وانمود می‌کنه همه چیز خوبه تا موقع انتقام بشه!
جونگکوک کمی فکر کرد...
–حق با توعه...کم کم همه چیز داره به هم ربط پیدا می‌کنه....بدون تو من نمی‌تونستم کار رو جلو ببرم!امشب بیشتر روش فکر میکنم!اگر دوباره اون ناشناس بهت پیام داد بهم زنگ بزن و با پیغام گیرم صحبت کن!قطعا سریع جوابت رو میدم
+باشه حالا قبل از اینکه شک کنن برو
جونگکوک سر تکون داد و رفت...کمی بعد نایون هم برگشت طبقه پایین و روی کاناپه نشست همه داشتن باهم صحبت میکردن اما نایون و جونگکوک ساکت بودن و هردوشون غرق در افکارشون بودن...
≈چرا انقدر ساکتید؟به چی فکر میکنید؟
نایون سرش رو تکون داد و افکارش رو دور کرد و یه دروغ گفت
+فقط داشتم درمورد این فکر میکردم برای عروسی مینا باید چیکار کنم
–منم داشتم درمورد مسائل شرکت فکر میکردم
پدر جونگکوک یا تهدید به جونگکوک نگاه کرد و بهش فهموند بهتره اگر داره به نایون فکر می‌کنه سریع بیخیال بشه اما جونگکوک اهمیت زیادی به نگاه پدرش نداد...کمی بعد یکی از خدمتکارا جیغ زد چون یکی از خدمتکارا تشنج کرده بود و همه به سمت آشپزخونه رفتن...مادر نایون سریع با اورژانس تماس گرفت و همه شون تقریبا ترسیده بودن و نایون به اطرافش نگاه کرد... لیوان نوشیدنیش خالی شده بود و بعد به لارا نگاه کرد که انگار استرس گرفته بود و داشت ناخنش رو میجوید...قطعا یه چیزی ریخته بوده توی نوشیدنی و فکر نمی‌کرده نایون نوشیدنی رو رد کنه...و الان یه فاجعه رخ داده بود و قطعا خیلی زود لارا لو می‌رفت...نایون لیوان رو برداشت و بو کرد...بوی یه چیز دیگه جز نوشیدنی میومد...اما نمیدونست بوی چیه اما هرچی که بود خوب نبود...پس لارا می‌خواسته اینطوری از شر نایون خلاص بشه و براش مهم نبوده چقدر غیر طبیعیه... اورژانس رسید و پرستار رو بردن بیمارستان و با اینکه بقیه همراه آمبولانس نرفتن نایون تصمیم گرفت بره و بفهمه موضوع چیه!همچنین نگران خدمتکار هم بود...مجبور شد مدتی رو داخل بیمارستان معطل بشه و بعد دکتر با نتایج آزمایش ها اومد
+نتایج چی بودن؟
$یه چیز خیلی عجیب...یه ماده ای کن یه صورت خیلی غیرقانونی فروخته میشه و گیر نمیاد توی خونشون پیدا کردیم و دلیلی تشنج قطعا همین بوده...
+اسم اون ماده چی بوده؟
$هنوز هیچ اسمی برای این ماده وجود نداره...خب بیمار سابقه مصرف مواد مـ‌خدر داشتن؟
نایون که سرنخ جدیدی به دست آورده بود به معنای مخالفت سر تکون داد
+نه!
$پس قطعا از طریق غذا یا نوشیدنی توسط یه نفر دیگه دریافت کردن...
نایون پوزخندی زد و سرتکون داد...

ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــ
این پارت هدیست و شرطی نداره✨
ــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۴)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁰(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART¹⁹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³⁴(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط