من و عشقم همین الان یهویی

من و عشقم همین الان یهویی

دوازده شب راه افتادیم از ایلام الان نزدیک تهرانیم

عشقم آقامون ادوین پشت فرمونه تخته گاز داره میره خیلی پرهیجیانه
دیدگاه ها (۳۸)

عاشقانه ای برای لــــــطـــــیـــــفـــه مهر وتسبیح ونمازم ه...

هرچه گفتم به تو گوش ندادی و حقیقت بود و باز هم میروی و بازپش...

بـی وفــــا خاطــر شیرین تـــو بیمارم کردبـی هدف رهروی این ک...

زود مستم می کند چشمت ... برایم خوب نیست!!!دیدن تو کمتر از نو...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

عشق در دنده آخرپارت : ۳۶ شب، ساختمان JK Motors برخلاف جشنی ک...

«فیک جدید »حقیقت پنهان شخصیت ها :نورا - جین - جیهوپ - نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط