Part

Part ⁴⁹
سوسن:هاریکا تو که نظری نمیدی چرا اومدی ؟
هاریکا:به اصرار اولجان
ایبیکه:برم خونه اولجانو خفه میکنم
لیلا:ایبیکه جون فک کنم یادت رفته که الان ازدواج کردی دیگه قرار نیست وقتی میری خونه اولجانو ببینی قراره شوهرتو ببینی
ایبیکه: بهتر
اولجان:خب پسرا آماده اید بریم خوشتیپ کنیم
پسرا: خفه شو
اولجان:😑
عمر:پسر یواش تر
اولجان: پسر عمو منم میخوام یواش برم، برک ترمز این کو نمیدونم چرا هرچی میزنم روی ترمز بیشتر گاز میخوره
برک:پسر اون که ترمز نیست کناریش ترمزه
اولجان:خب زودتر بگو ندیدی میخواستم همتون رو بکشم
عمر:این خوبه برای من
برک:عمر بنظرم اینو نپوش
اولجان:چرا نپوشه؟ خیلی بهش میاد
دوروک:اگه اینو بپوشی سوسن از وسط جرت میده
برک:بچه ها این برای من چطوره؟
اولجان:نمیخوام ناراحتت کنم برک جون ولی اگه ایبیکه این لباس رو ببینه هم تو هم لباس رو دوتاتون رو پاره می‌کنه از وسط جرتون میده
دوروک:😂
برک:😳خب میگم لباسه همچین خوبم نبود
پسرا:اره تو راست میگی
کان:این شلوار برای من خوبه ؟
تولگا: نگاه کن از همین الان میگم برای اینکه عشق های عزیزتون از وسط جرتون ندن اینطوری لباس انتخاب نکنید مخصوصا تو کان اگه میخوای این شلوارو بپوشی از همین حالا خودتو تیکه تیکه شده بدون رفیق
کان آب دهنشو قورت داد
کان:😕 باشه
دوروک:خب خداروشکر آسیه به من گیر نمی‌ده
اولجان:😂 بنظرم اینقد مطمئن نباش
دیدگاه ها (۰)

Part ⁵⁰شب برک: عشقم این دیگه چه لباسیه ؟ایبیکه:چیه؟ مگه چشه؟...

Part ⁵¹لیلا:الو کان ، این صدای چیه؟کان:چیزی نیست عشقم دارم غ...

Part ⁴⁸دوروک بیدار میشه آسیه هنوز خوابهدوروک: پرنسسمو ببین چ...

Part ⁴⁷گوشی آسیه زنگ میخوره دوروک جواب میدهدوروک:چیه ، تروخد...

#خواهران_برادران #اسدور #ایبر #سوسعم #کادمل #تولجم #اسیه #دو...

starry night 🌃part 24هردو لباس هاشون ( عکسشونومیزارم) رو پ...

دوست دختر متئو بودن اینطوریه که...... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط