هیچ‌وقت تو محل بازی با ما بازی نمی‌کرد! فقط

هیچ‌وقت تو محل بازی با ما بازی نمی‌کرد! فقط
یه گوشه به دیوار تکیه می‌داد و تماشا
می‌کرد! فرقی نداشت وسطی و هفت سنگ و یا
فوتبال، اون فقط تماشاگر بود یه بار وفتی ازش
پرسیدم چرا هیچ‌وقت بازی نمی‌کنی
بهم گفت: یه بار با چندتا از دوستام، بازی کردم
و بازی رو باختم خیلی واسم کری خوندن، اون
باخت خیلی ناراحتم کرد! واسه همین از
باخت خیلی می‌ترسم و ترجیح می‌دم که: فقط
یه تماشاگر باشم نه چیزی بیشتر!
بعد چند سال بی‌خبری، دوباره دیدمش تا بهش
گفتم "تماشاگر" منو شناخت و وسط حرفامون
متوجه شدم که تو دلش کسی هست که
تو زندگیش نیست، دلیلش رو که پرسیدم از یه
تجربه تلخ گفت یه خواستن که به داشتن ختم
نشده، فهمیدم هنوز ترس از تکرار گذشته
تو وجودش‌هست درست مث اون‌قدیما که بازی
نمی‌کرد و فقط تماشاگر بود! و حالا تماشاگره
تنهایی‌هاش بود! می‌دونستم حرف زدن
با یه تماشاگر بی‌فایدست اما تو چشماش‌نگاه
کردم، گفتم ببین رفیق ما قدیما بازی می‌کردیم
تا تلاش کنیم اونی بشه که می‌خوایم
نمیگم همش می‌بردیم، ولی باختن هم آخر دنیا
نبود تمام "لذت بازی" به این هستش که همش
برد یا همش باخت نیست!
بازنده باش ولی تماشاگر نباش نذار که ترس از
تکرار اتفاقات گذشته لذت زندگی‌رو ازت بگیره
#حسین‌حائریان
#عشق #زندگی
دیدگاه ها (۲۵)

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

دختر و پارتی

هر وقت تو یه جمعی ازتون تعریف می کننخیلی مراقب اونی باشید که...

وینی... ما هنوز دوستت داریم 🤍فقط دلمون برای اون وینیِ همیشگی...

پیمان نقره ای

نمی‌خوام بهونه بیارم، ولی این داوری واقعاً آدمو منفجر می‌کنه...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط