بین الحرمین
بین الحرمین
اینجا، میان دو آسمان ایستادهام؛ میان دو خورشید. از یک سو ضریح امام رئوف، علی بن موسی الرضا علیهالسلام، که قرنهاست دلهای عاشق را به مشهد میکشاند و از دیگر سو، مزار مردی از تبار همان خورشید، امام شهید امت، سید علی خامنهای، که سالهاست بیرق این آستان را بر دوش کشیده است. اینجا «بین الحرمین» فقط فاصلهای از سنگ و ضریح نیست؛ یک اعتقاد است. اعتقاد به این که امام شهید، ادامهی همان امام غریب است و انقلاب او، تفسیر امروزِ همان ولایت.
از حرم رضا، نوای «السلام علیک یا غریب الغربا» میآید و از مزار رهبر شهید، عطر «هَیهات مِنَّا الذِّلَّة» برمیخیزد. امشب میان این دو قبله، نه یک زائر که یک سرباز ایستاده است؛ سربازی که از امام رئوف، صبر مجاهدت میطلبد و از امام شهید، راه ایستادگی. اینجا فهمیدم «بین الحرمین» یعنی خلاصهی تاریخ شیعه؛ از غربت رضا تا غربت خامنهای، از تنهایی ولایت تا تنهایی رهبری.
دست به دامان ضامن آهو میشوم که: «یا رضا! ما را در خط این امام شهید ثابت قدم بدار» و رو به مزار سید علی نجوا میکنم: «ای سید مقاومت! ما ماندهایم و عهدِ ادامهی راهت، عهدِ نترسیدن، عهدِ ایستادگی تا ظهور.» امشب، اینجا، میان دو مزار، یک دل و یک امت و یک انقلاب ایستاده است؛ و من، ذرهای از این دریای موّاجم.
اینجا، میان دو آسمان ایستادهام؛ میان دو خورشید. از یک سو ضریح امام رئوف، علی بن موسی الرضا علیهالسلام، که قرنهاست دلهای عاشق را به مشهد میکشاند و از دیگر سو، مزار مردی از تبار همان خورشید، امام شهید امت، سید علی خامنهای، که سالهاست بیرق این آستان را بر دوش کشیده است. اینجا «بین الحرمین» فقط فاصلهای از سنگ و ضریح نیست؛ یک اعتقاد است. اعتقاد به این که امام شهید، ادامهی همان امام غریب است و انقلاب او، تفسیر امروزِ همان ولایت.
از حرم رضا، نوای «السلام علیک یا غریب الغربا» میآید و از مزار رهبر شهید، عطر «هَیهات مِنَّا الذِّلَّة» برمیخیزد. امشب میان این دو قبله، نه یک زائر که یک سرباز ایستاده است؛ سربازی که از امام رئوف، صبر مجاهدت میطلبد و از امام شهید، راه ایستادگی. اینجا فهمیدم «بین الحرمین» یعنی خلاصهی تاریخ شیعه؛ از غربت رضا تا غربت خامنهای، از تنهایی ولایت تا تنهایی رهبری.
دست به دامان ضامن آهو میشوم که: «یا رضا! ما را در خط این امام شهید ثابت قدم بدار» و رو به مزار سید علی نجوا میکنم: «ای سید مقاومت! ما ماندهایم و عهدِ ادامهی راهت، عهدِ نترسیدن، عهدِ ایستادگی تا ظهور.» امشب، اینجا، میان دو مزار، یک دل و یک امت و یک انقلاب ایستاده است؛ و من، ذرهای از این دریای موّاجم.
- ۳۹۵
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط