راضی ام با تو اگر سهم دلم غم بشود

راضی ام با تو اگر سهم دلم غم بشود

و بهشت من اگر با تو جهنم بشود

روی این سینه ی تبدار تب آلود هوس

گنهی نیست اگر دست تو مرهم بشود

چه گناهی چه حرامی چه کسی گفته که دل

باید از روی قوانین تو محرم بشود

من از این غصه به جان آمده ام بی دینم

دین اگر باعث این غصه و این غم بشود

کافرم کافر مطلق به هواداری تو

چه شود کفر اگر چاره ی آدم بشود

گنه ست این که اگربا تو بمانم

بگذارید دل از اهل جهنم بشود
دیدگاه ها (۴)

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

📖 معرفی رمان: قصر سایه‌هاژانر: درام تاریک، عاشقانه‌ی اجباری،...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

when silence became a scream p12

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط