نه فقط از تو اگر دل بکنم می‌میرم

نه فقط از تو اگر دل بکنم می‌میرم
سایه‌ات نیز بیفتد به تنم می‌میرم

بین جان من و پیراهن من فرقی نیست
هر یکی را که برایت بکنم می‌میرم

برق چشمان تو از دور مرا می‌گیرد
من اگر دست به زلفت بزنم می‌میرم

بازی ماهی و گربه است نظربازی ما
مثل یک تُنگ شبی می‌شکنم می‌میرم

روح ِ برخاسته از من، ته این کوچه بایست
بیش از این دور شوی از بدنم می‌میرم
دیدگاه ها (۵)

دلـَت دریای ِ لطف وُ مهربانی ستسِرشتـَت پاک .. روحَـت آسمانی...

تو باران بافته ایبه سپیده دم موهایت!وگرنهخورشید انتظار منچرا...

مثال جالبی رو دیدم و تصور میکنم خالی از لطف نباشه خوندنش!!!!...

هر شعرگریز از یک گناه بودهر فریادگریز از یک دردو هر عشقگریز ...

کاظم بهمنی یه بیت شعر دارهکه معشوقش رو به روح خودش تشبیه می ...

ᴘᴀʀᴛ44۱۵ سال دروغتالار در سکوتی مرگبار فرو می‌رود و من بوی م...

Who is win?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط