نگاهم کن

نگاهم کن!
من دیگر آن باکره ی ترسو نیستم!

فاحشه ای شده ام که هر شب

ذهن عریانش را

به هرزگی می کشاند!

من دل بسته ام!

به نفسهای شهوت آلود و مردانه ی دیوارهای اتاقم!!

این روزها سکـــــــــــــــــــــــــــــــوتــــــــــــــــــــــ به سراغم امده
دیدگاه ها (۱)

دلم یک سیلی محکم می خواهد ! میزنی؟ بزن! بهتر از آن است ک...

دلتنگـی، پیچیــده نیســت. یک دل.. یک آسمان.. یــک بغــض ....

ســــآده مے خَنــ ــدد ســـآده مے پــوشَــ ــد دل مَـــن ا...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

Between anger and love.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط