یادم رفت بگویم

یادم رفت بگویم
از کوچه ما که عبور می کنی
کمی گامهایت را کوتاه بردار
کمی قدمهایت را آهسته بردار ...
آن خانه که پنجره نیمه بازش فصل ها را از یاد برده است
دلش برای قدمهای تو تنگ می شود ...
يادم رفت بگویم
کمی روسربت را بردار
بگذار مدتی باد گیسوان حناییت را برقصاند ...
اینجا یکی آشوب دلش با رقص موهای تو آرام می شود .. ...
دیدگاه ها (۳)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۰: گفتگوی آخر شبخونه سوآ کم‌کم داشت ساکت ...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

راز خون پارت پنجم

p : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط