دوشینه جانان نزد ما افتان و خیزان آمده‌است

دوشینه جانان نزد ما افتان و خیزان آمده‌است
افتان و خیزان نزد ما دوشینه جانان آمده‌است

با چشم گریان آمده‌است تا چشم ما گریان کند
تا چشم ما گریان کند با چشم گریان آمده‌است

آن یار مهمان آمده‌است تا من شوم در بند او
تا من شوم در بند او آن یار مهمان آمده‌است

آن لعل خندان آمده‌است تا قد ما چوگان کند
تا قد ما چوگان کند آن لعل خندان آمده‌است

دوش از خراسان آمده‌است آن حور فردوسی برخ
آن حور فردوسی برخ دوش از خراسان آمده‌است

آن ترک خاقان آمده‌است تا جان و دل یغما کند
تا جان و دل یغما کند آن ترک خاقان آمده‌است

آن شمس شادان آمده‌است از سوی تبریزِ وفا
از سوی تبریزِ وفا، آن شمس شادان آمده‌است

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

گفتی حدیث عشق، که فردا نمی‌شوددر قلب من به جز تو کسی جا نمی‌...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

پاییز زنی استکه تمام دلش را ریختهپای مردی که مردش نشد#ارس_آر...

شنبه ها بوی گل و مهربانی می‌دهدمن بی‌تو اما با عشق می‌گویم "...

صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط