چشمهایم باور نمی کنند 

چشمهایم باور نمی کنند 

آنچه را که می بینند 

بوی خاک بلند می شود 

تا به کمک چشمهایم بیاید   ..


صبح بود که رو به آسمان 

آرزو کردم 

تو را 

و 

باران را 

 

می بارد 

باران می بارد 

و تو خواهی آمد   !

 

این جوانه امیدیست 

که روییده کنج دلم   !

تو خواهی آمد 

با کوله باری از عشق 

برایم ارمغان خواهی آورد 

زندگی را 

تو خواهی آمد 

و من 

به اعجاز بوسه تو 

دوباره عاشق خواهم شد   !


دوباره عشق 

دوباره امید 

... زندگی 

و تو   . . .

 

.
دیدگاه ها (۲)

دوست داشتنت را  بغل گرفتمُ دویدم...  کاشکی.. آدم ها با دور ش...

به پندار تو:جهانم زیباست!جامه ام دیباست!دیده ام بیناست!زبانم...

نبود توقصه نیستحقیقت پاییز استدر حسرت و آهنبود توتراژدی گام ...

آیینه ها دچار فراموشی اندو نام توورد زبان کوچه خاموشیامشبتکل...

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به #شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم...

واهم که این قلب آزرده را با دستان خویش به مغاک فراموشی سپارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط