مهم نیست که شانه هایت تجسم است...

مهم نیست که شانه هایت تجسم است...
و آغوشت خیال!
همه یادت اینجاست...
نگاهت...
صدایت...
خنده هایت...
دیگر چه میخواهم؟!!!
هیچ!
دستانت را در دستهایم جا گذاشتی...
نگاهت را در نگاهم...
و خیالت را در خیالم...
و من آرامم...
آرام تر از همیشه...
دیدگاه ها (۳)

شب شد خیال آمدنت را به من بدهحسِ عزیز در زدنــــــت را به من...

آرامش نه عاشق بودن است نه گرفتن دستی که محرمت نیست. نه حرف ...

به حرمت نگاه تو زدم کنار پرده رابه عشق روی ماه تو زدم کنار پ...

آن لحظه که بین من و تو فاصله افتادانگار زمین از نفس و هلهله ...

ڪسی هست . . . ؟!ڪسی ڪه بلدت باشد . . . ؟!چاڪ‌راه‌‌های خنده‌ا...

گاهی باید قبل از آنکه کاملاً ویران شوی، دستِ خودت را بگیری، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط