دلم برای خودم میسوزه
+دلم برای خودم میسوزه..
رفت و منو با اون صدای لعنتی تو مغزم تنها گذاشت..بعد چند دقیقه تصمیم گرفتم برم اتاقم خواستم در و باز کنم که صدای آت و از اتاق شنیدم از گوشه در بهش نگاه کردم داشت از پنجره بیرون و میدید پنجره ها میله داشتن و امکان نداشت پری ای بتونه فرار کنه از میله ها گرفت و..
+(بغض) لعنت بهت که باعث شدی من اسیر شم و خودت الان پیش خانوادتی لعنت بهت نینا،ازت متنفرممممم (گریه)
یعنی اون.. میخواست ازینجا بره؟هه معلومه..منم بودم میرفتم.ادامه داد
+میدونی چیه مامان..منم دلم میخواد بیام پیشت،سه ساله اینجا اسیرم،یه برده بی ارزش کسی که دوسش داشتم دوسم نداره شوهرمو خودم انتخاب نکردم.
+تغییرش بدم؟اصلا میدونی چی ازم میخوای؟مامان یکم بهم نگاه کن (بغض)به نظرت همون دختر قبلیم؟؟ات قبلی مرده..آت جدید و مضخرف،رام شده ی جونگکوک شده..
نیشخندی زدم و همزمان بغضم گرفت رفتم داخل اتاق
-میخوام بخوابم سروصدا نشنوم دختر مطیع من.
نفس عمیقی کشید
+فهمیدم
چشمامو بستم اما هنوز دلم..دلم برای شب بخیر گفتنای نینا تنگ شده بود..
(فلش بک چند ماه پیش)
ویو جونگکوک
شب بود و میخواستم بخوابم اما منتظر بودم دارلینگم بهم شب بخیر بگه آروم اومد بالا
÷شب بخیر ارباب
-شب بخیر (سرد)
÷ارباب وقتی خوابیدی خواب ببین که رفتی داری تو اقیانوس شنا میکنی مثل پری دریایی ارباب خیلی اقیانوس بزرگه دلم برای شنا کردن توش یه ذره شده
اما تنها چیزی که تو خواب میدیدم..کابوس های بچه گیام بود
-بگیر بخواب بچه..رویا بسه فک نکنم بتونی دیگه تجربش کنی..شنا تو اقیانوسو میگم
(پایان فلش بک)
شرایط
۲۵ کامنت طولانی
رفت و منو با اون صدای لعنتی تو مغزم تنها گذاشت..بعد چند دقیقه تصمیم گرفتم برم اتاقم خواستم در و باز کنم که صدای آت و از اتاق شنیدم از گوشه در بهش نگاه کردم داشت از پنجره بیرون و میدید پنجره ها میله داشتن و امکان نداشت پری ای بتونه فرار کنه از میله ها گرفت و..
+(بغض) لعنت بهت که باعث شدی من اسیر شم و خودت الان پیش خانوادتی لعنت بهت نینا،ازت متنفرممممم (گریه)
یعنی اون.. میخواست ازینجا بره؟هه معلومه..منم بودم میرفتم.ادامه داد
+میدونی چیه مامان..منم دلم میخواد بیام پیشت،سه ساله اینجا اسیرم،یه برده بی ارزش کسی که دوسش داشتم دوسم نداره شوهرمو خودم انتخاب نکردم.
+تغییرش بدم؟اصلا میدونی چی ازم میخوای؟مامان یکم بهم نگاه کن (بغض)به نظرت همون دختر قبلیم؟؟ات قبلی مرده..آت جدید و مضخرف،رام شده ی جونگکوک شده..
نیشخندی زدم و همزمان بغضم گرفت رفتم داخل اتاق
-میخوام بخوابم سروصدا نشنوم دختر مطیع من.
نفس عمیقی کشید
+فهمیدم
چشمامو بستم اما هنوز دلم..دلم برای شب بخیر گفتنای نینا تنگ شده بود..
(فلش بک چند ماه پیش)
ویو جونگکوک
شب بود و میخواستم بخوابم اما منتظر بودم دارلینگم بهم شب بخیر بگه آروم اومد بالا
÷شب بخیر ارباب
-شب بخیر (سرد)
÷ارباب وقتی خوابیدی خواب ببین که رفتی داری تو اقیانوس شنا میکنی مثل پری دریایی ارباب خیلی اقیانوس بزرگه دلم برای شنا کردن توش یه ذره شده
اما تنها چیزی که تو خواب میدیدم..کابوس های بچه گیام بود
-بگیر بخواب بچه..رویا بسه فک نکنم بتونی دیگه تجربش کنی..شنا تو اقیانوسو میگم
(پایان فلش بک)
شرایط
۲۵ کامنت طولانی
- ۱۶.۷k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط